{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از روزی به دنیا

از روزی به دنیا
بی اعتماد شدم که!!
کبریتی دستم را سوزاند
که روش نوشته بود بی خطر...............!!!
دیدگاه ها (۲۲)

دیشب بارانقرار با پنجره داشت روبوسی آبـــدار با پنجره داشت ت...

دنــــــــــــــیای عجیــــــــــــــــــــــبی است!! «تــــ...

چشمانم را به ابرها قرض می دهم!!کافیستعکست را نشانم دهندخشکسا...

اللهم عجل لولیک الفرج 🌸 🌼 🌷 🌺 🌹 🌻 حل می‌شود شکوهِ غزل در صدا...

تو این دنیا به هیچ کس اعتماد نکین چون شیطان هم روزی فرشته ب...

تصاویر های جدید

منشورِ حَدِ بهرام محمدیدر انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ نو...

لبخند قاتلپارت¹⁵ویو جونگ کوکسمت ماشینم رفتم که با صدای یونگی...

منشورِ حَدِ بهرام محمدیدر انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ نو...

🌷یکی از خطراتی که هر ملتی رو تهدید می کنه اینه که دشمن خودش ...

آرمی ازش خواست و اون بهش داد :)💜هنوزم باورم نمیشه این اتفاق ...

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط