{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب باران

دیشب باران
قرار با پنجره داشت
روبوسی آبـــدار
با پنجره داشت 
تا صبح در گوش پنجره پچپچ کرد
چک چک،چک چک،چکار با پنجره داشت؟
دیدگاه ها (۲۶)

دنــــــــــــــیای عجیــــــــــــــــــــــبی است!! «تــــ...

چقدر عاقلندآنهایی که در عشق احمق اند................!!!

از روزی به دنیابی اعتماد شدم که!!کبریتی دستم را سوزاند که رو...

چشمانم را به ابرها قرض می دهم!!کافیستعکست را نشانم دهندخشکسا...

برخیز، غزل گوش کنیم این دم صبح🌱یک چای و عسل نوش کنیم این دم ...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۱: دانش‌آموز تازه...

صبح تا شب نخوابیدم نقشه کشیدم و با کلی استراتژی نقشم عمل کرد...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

{خوانواده بی ارامش }

سفید و سیاه🤍🖤پارت یازدهم⚡️# قسمت ۱۱: «صبح بعد از اعتراف» 🤍🖤*...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

ادامه دکتر :خطر رفع شد ولی یه امشبو تو مراقبت هایه ویژه میگذ...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت دوازده | «آبروریزی رئیس مافیا» 😂لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط