{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینو خیییییلی دوس دارم

اینو خیییییلی دوس دارم
مخصوصا اون قسمتی رو ک ستاره زدم

اولین دیدار ما بود آن....شاید آخرین دیدار!!!
ما درآن غربت به هم نزدیکتر یاران.
یادعطرآگین آن افسانه گون لحظه
نور باران باد و گل باران!
گشته در رویش نگاهم محو...
مانده در چشمم نگاهش مات.
باز هم او را توانم دید..؟!
آه...
کی دیگر..؟!؟ کجا..؟!؟
هیهات!
و خدای من!
چه زیبا بود و بهت انگیز...
و چه والا بود زیباییش،والا و شگفت آور...
واندر آن منزلگه پرت و حقارت بار
آنچنان زیبایی والا چه نادر بود ناباور...
راه ها را بر نگاه رهگذاران بسته بود آنجا.
کس نمیدانست
کان پریدخت از کدام افسانه بیرون جسته بود آنجا...
چه نگاهی....
وااااای!!!
وانگه از چه چشمانی....
هوبره واهو بره ی طنازم را نازم...
وچه رویی و چه لبخندی....
سحر را اعجاز را نازم.!
** آه!
کاش میشد گاه،
با خدا در آفرینش همعنانی کرد **
ناب نوشین لحظه ها را جاودانی کرد...
کاشکی یک روز ،یک ساعت
کور خودکوک زمان را خواب میشد کرد....
و گریزان سحر تصویرسعادت را،
چون پریزادان روح عطر در شیشه
خواب،وانگه قاب میشد کرد..
آه!

م.امید
دیدگاه ها (۲)

باید کمک کنی کمرم را شکسته اندبالم نمیدهند،سرم را شکسته اندن...

شایـــد زندگیـــ ـ منــــ ـ چشـم خــــورده ...شـاید ...!!!

مگر نگفتی خدا حافظ؟!؟!؟پس چرا وقتی گفتم " به سلامت " نگاهت ت...

قاصدک!هان....چه خبرآوردی!؟!ازکجا وز چه خبرآوردی!؟!خوش خبر با...

سحر که گویا در حضور پدرش کاری شده بود سفره رو پهن و مشغول چی...

آن روزها رفتندآن روزهای خوبآن روزهای سالم سرشارآن آسمان های ...

امشب سر مهربان نخلی خم شددر کیسه نان بجای خرما غم شددر کنج خ...

وان شات هیونلیکس:a world where we can loveنویسنده:@choi_so_a...

شواهد تمثیلی و افسانه ای یک دسته از شواهد کتبی ما درباره خوئ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 139✦..........................

کسی آیا ؟ کسی می داند آنجا ، یک نفر اینجا ، دلش تنگ استدلش پ...

پلوتونِ عزیزم ، این روز ها ، انسان بودن مرا خسته کرده. کاش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط