{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم

حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم

پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم

شرط بی بال و پری بود نمی دانستیم

آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو

سهممان بی خبری بود نمی دانستیم

آب و جاروی در خانه ی ما شاهد بود

از تو بر ما گذری بود نمی دانستیم

این همه چشم به راهی نگرانم کرده

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم

#شعر_عاشقانه #شعر #عرفه .
.
دیدگاه ها (۳۹)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

عاشقـــے دردسرے بود نمـــے دانستیمحاصلش خون جگرے بود نمـے دا...

عاشقـــے دردسرے بود نمـــے دانستیمحاصلش خون جگرے بود نمـے دا...

عاشقـــے دردسرے بود نمـــے دانستیمحاصلش خون جگرے بود نمـــے ...

عاشقی دردسری بود...نمیدانستیم...حاصلش خون جگری بود...نمی دان...

عاشقی دردسری بود نمی دانستیمحاصلش خون جگری بود نمی دانستیمپر...

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم ...

عاشقی دردسری بود نمیدانستیمحاصلش خون جگری بود نمیدانستیمپرگر...

اللهم عجل لولیک الفرج

عــاشـــقـــی دردسری بود، نـمـی دانســتیم حــاصــلــش خــون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط