{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردِ من اما چشمهایش لبریز از آرامش است

مردِ من اما چشمهایش لبریز از آرامش است
وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم
او معنای تمام و کمال واژه‌ی امنیت است
قول هایش قول است
تهِ چشمانش پاکی موج میزند
برای عاشقانه هایم مجنون است
و برای بچگی کردن هایم پدر ...
مردِ من مــــرد است و محکم
آنقدر محکم که میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچه‌ی ساده‌ باشم 💙

#هستی_جعفری
دیدگاه ها (۲)

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❸از زبان ن.ر ::: ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

رمان تهکوک

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط