part 12
part 12
ویو نویسنده:
ا.ت در رو باز کرد که یهو آب ریخت روش و موش آبکشیده شد و از اونطرف یونا با بقیه دخترا به ا.ت میخندیدن و مسخره اش میکردن که.....
ویو تهیونگ:
ا.ت در رو باز کرد که یهو یک سطل آب روی سرش خالی شد و خیسه خیس شد، یونا و بقیه دخترا داشتن بهش میخندیدن و من خیلی از دست یونا عصبانی بودم، دختره ی دیوونه توی این هوای سرد آب یخ خالی کرد روی ا.ت اگر سرما بخوره زندش نمیزارم، سریع کتم رو در آوردم و روی ا.ت انداختم و بردمش به اتاق بهداشت، خوابوندمش روی تخت و کلی پتو انداختم روش و اسپیلت رو درست روی ا.ت تنظیم کردم تا گرمش بشه و رفتم دکتر رو خبر کردم که بیاد معاینش بکنه
ویو ا.ت:
چرا اون انقدر از من مراقبت میکنه!؟( توی ذهنش میگه)
دکتر: خانم پارک شما باید این قرص هایی که براتون تجویز کردم رو بخورید تا کاملا خوب بشید و توی این مدت باید استراحت کنید
ا.ت: یعنی نمیتونم توی کلاسام شرکت کنم!؟
دکتر: نه متاسفانه! سیستم بدنی شما خیلی ضعیفه و زود سرما میخورید وقتی که دارید دوره درمانتون رو میگذرونید باید از سرما دور باشید و استراحت کنید، برای همین نمیتونید توی کلاساتون شرکت کنید
ا.ت: خیلی ممنون
ته: ا.ت شنیدی که دکتر چی گفت باید حرفش رو گوش کنی نباید لجبازی کنی!( جدی)
ا.ت: باشه، ولی یکسوال تو چرا انقدر مراقبمی!؟
ته: من باید از هم اتاقیم مراقبت کنم وگرنه خودمم سرما میخورم و حوصله سرما خوردگی رو ندارم!
ا.ت: که این طور ، اگر سرما بخوری من مراقبت میکنم ازتاا! نمیخواد نگران سرما خوردگیت باشی😊
ته: نه ممنون نمیخوام مگه دوست دخترمی که اینجوری میکنی!🙄
ا.ت: هاااا! گفتی دوست دختر یادم اومد!! به اون یونای دوقوز آبادی بگو من انتقامم رو ازش میگیرم!( عصبی)
ته: اونو من خودم تنبیه میکنم!
ا.ت: چرا اونوقت پشته من رو میگیری!؟
ته: چون هم اتاقیمی و کسی که هم اتاقیه من به جز من کسه دیگه ای نمیتونه اذیتش بکنه!!
ا.ت: چه حرفااا! انگار که مافیاست آقا این حرفا رو میزنه🤣🤣
ته: از کجا معلوم شاید مافیا باشم و تو نمیدونی!
ا.ت: خب اسکل اگر باشی الان که لو دادی🤣🤣( تعجب) ولی جدی بدون شوخی واقعا مافیایی!؟؟
ته:🤣🤣 وایییی تو چقدر زود باوری دختر🤣🤣( قهقهه میزنه)
ویو نویسنده:
ا.ت تعجب کرده بود! از این که این اولین بار بود تهیونگ از ته دل میخندید و عصبانی نبود، همیشه عصبی بود و دعوا میکرد ولی الان داره میخنده! خب ته دلش یکم از این موضوع خوشحال بود........
ویو نویسنده:
ا.ت در رو باز کرد که یهو آب ریخت روش و موش آبکشیده شد و از اونطرف یونا با بقیه دخترا به ا.ت میخندیدن و مسخره اش میکردن که.....
ویو تهیونگ:
ا.ت در رو باز کرد که یهو یک سطل آب روی سرش خالی شد و خیسه خیس شد، یونا و بقیه دخترا داشتن بهش میخندیدن و من خیلی از دست یونا عصبانی بودم، دختره ی دیوونه توی این هوای سرد آب یخ خالی کرد روی ا.ت اگر سرما بخوره زندش نمیزارم، سریع کتم رو در آوردم و روی ا.ت انداختم و بردمش به اتاق بهداشت، خوابوندمش روی تخت و کلی پتو انداختم روش و اسپیلت رو درست روی ا.ت تنظیم کردم تا گرمش بشه و رفتم دکتر رو خبر کردم که بیاد معاینش بکنه
ویو ا.ت:
چرا اون انقدر از من مراقبت میکنه!؟( توی ذهنش میگه)
دکتر: خانم پارک شما باید این قرص هایی که براتون تجویز کردم رو بخورید تا کاملا خوب بشید و توی این مدت باید استراحت کنید
ا.ت: یعنی نمیتونم توی کلاسام شرکت کنم!؟
دکتر: نه متاسفانه! سیستم بدنی شما خیلی ضعیفه و زود سرما میخورید وقتی که دارید دوره درمانتون رو میگذرونید باید از سرما دور باشید و استراحت کنید، برای همین نمیتونید توی کلاساتون شرکت کنید
ا.ت: خیلی ممنون
ته: ا.ت شنیدی که دکتر چی گفت باید حرفش رو گوش کنی نباید لجبازی کنی!( جدی)
ا.ت: باشه، ولی یکسوال تو چرا انقدر مراقبمی!؟
ته: من باید از هم اتاقیم مراقبت کنم وگرنه خودمم سرما میخورم و حوصله سرما خوردگی رو ندارم!
ا.ت: که این طور ، اگر سرما بخوری من مراقبت میکنم ازتاا! نمیخواد نگران سرما خوردگیت باشی😊
ته: نه ممنون نمیخوام مگه دوست دخترمی که اینجوری میکنی!🙄
ا.ت: هاااا! گفتی دوست دختر یادم اومد!! به اون یونای دوقوز آبادی بگو من انتقامم رو ازش میگیرم!( عصبی)
ته: اونو من خودم تنبیه میکنم!
ا.ت: چرا اونوقت پشته من رو میگیری!؟
ته: چون هم اتاقیمی و کسی که هم اتاقیه من به جز من کسه دیگه ای نمیتونه اذیتش بکنه!!
ا.ت: چه حرفااا! انگار که مافیاست آقا این حرفا رو میزنه🤣🤣
ته: از کجا معلوم شاید مافیا باشم و تو نمیدونی!
ا.ت: خب اسکل اگر باشی الان که لو دادی🤣🤣( تعجب) ولی جدی بدون شوخی واقعا مافیایی!؟؟
ته:🤣🤣 وایییی تو چقدر زود باوری دختر🤣🤣( قهقهه میزنه)
ویو نویسنده:
ا.ت تعجب کرده بود! از این که این اولین بار بود تهیونگ از ته دل میخندید و عصبانی نبود، همیشه عصبی بود و دعوا میکرد ولی الان داره میخنده! خب ته دلش یکم از این موضوع خوشحال بود........
- ۴۷۳
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط