{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸
ویو میسو
به سمتش قدم برداشتیم که جیمین از کمرم من رو به سمت خودش کشید و با هم به سوی اون مرد قدم برداشتیم معلوم بود از جیمین بزرگتره و جیمین هم ظاهرا تا الان اونو ندیده بود ولی همین که چشمش بهش خورد نگاهش قفل مرد شد که با دستم به بازوش زدم
°هی حواست کجاست؟
€حواسم سر جاشه بیا بریم
ویو جیمین
وای اون مرد فوق العاده بود با اون استایل مشکی و زیورآلات گران قیمتی که تو گردنش بود زیبایی اون رو چند برار کرده بودن...به میسو به سمتش قدم برداشتیم و من در جایگاه خودم نشستم..قرار بود همه ی ما مافیا ها دور هم جمع بشیم و امشب قرار بود بازی کنیم ولی هنوز من رقیبی پیدا نکرده بودم
ویو میسو
خیلی تحت فشار بودم تا حالا به همچین جاهایی نیومده بودم و این اولین بارمه یعنی بابام میدونه جیمین من رو آورده اینجا؟ جایی که هزار بار بهم تاکید کرده بود که پام رو نزارم؟..به هرحال فک کنم براش مهم نبود چون زیادی به جیمین اعتماد داره همینطور ایستاده بودم که نگاه های عصبی جیمین رو روی خودم حس کردم که با دستش علامت داد تا رو پاش بشینم و منم جز قبول کردن چاره ی دیگه ای نداشتم برای همین رفتم و روی پای راستش نشستم که یه فرد با ماسک ظاهرا مخصوص وارد شد و همگی بهش تعظیم کردیم ظاهرا اون مشاور پادشاه مافیا بود یعنی مشاور پدرم جئون که اسمش جینه جونگکوک..امیدوارم منو ببینه و بابام بگه که جیمین منو به کجا آورده..بعد از کمی سکوت بین همه مافیا ها جین گفت
□ارباب گفتن امشب بازی برگزار میشه ولی باید قرعه کشی کنیم و اسم دو نفر از مافیاها که در اومد اونا باهم بازی میکنن
همه با سر تایید کردن و هیچکس اعتراضی نداشت شایدم جرئت نمیکردن روی حرف مشاور پادشاه حرف بیارن
بعد ۱۵ مین مشاور مافیا دستش رو توی کاسه ی شیشه ای فرو برد که اسم تمام مافیا ها توش نوشته شده بودن و اولین کاغذ رو برداشت و اسم روش رو خوند
□نفر اول جئون جیمین و کسی که قراره باهاش بازی کنه
دستش رو دوباره توی کاسه برد و دومین کاغذ رو هم بلافاصله بعد از برداشتنش خوند
□نفر دوم کیم شوگا...جئون جیمین با کیم شوگا باید بازی کنه
واییی اصلا باورم نمیشه جیمین دقیقا قراره با کسی که باهاش تصادف کردم بازی کنه و این یکم جالب بنظر میاد
ویو جیمین
پس اسم اون مرد جذاب کیم شوگا هست..امیدوارم بتونم ببرمش بعد کمی مکث بلند شدم و رفتم روی میز بازی نشستم ولی میسو همچنان روی مبل نشسته بود رو به شوگا گفتم
€بازیت خوبه؟
~نمیدونم..بهتره بجای حرف زدن تمرکز کنی(بم)
€از حرف زدنت خوشم میاد امیدوارم از بازیتم خوشم بیاد
~می‌بینیم
ویو میسو
اون دوتا نیم ساعت بود که داشتن بازی میکردن و هنوز برنده اعلام نشده بود که یهو جیمین رو به شوگا داد زد
€لعنتییی...فاکککک قبول نیست تو جر زنی کردی
شوگا تلخندی به جمله جیمین زد و با لبخند محو گفت
~طبق قرارمون باید چیزی که میخام رو به من بدی(نیشخند)
€خیلی خب می‌شنوم چی میخای؟
~من میخام اون دختری که امروز باهات به اینجا اومده رو به من بدی
€چیییی زده به سرت امکان نداره
ویو جیمین
میدونستم اگه اون دخترو بهش بدم کوک منو زنده نمیزاره و علاوه بر این قرار بود من با اون ازدواج کنم امکان نداره میسو رو بهش بدم!!
~چیشد؟ تو که گفتی حرفت حرفه...الانم پای حرفت بمون و چیزی که میخام رو بهم بده(نیشخند)
€بجز اون هرچیز دیگه ای بخای مشکلی نیست ولی اون نه..
~چطور مگه؟ نکنه دوستش داری(پوزخند)
€اینا به تو مربوط نیست یه گزینه دیگه بگو
شوگا از جاش بلند شو و به طرفم نزدیک شد طوری که فاصله صورت هامون خیلی کم بود ولی من کم نیاوردم و عقب نرفتم هرچند قدم ازش کوچیکتر بود..بعد کمی مکث به سمتم خم شد تا هم قدم بشه و در گوشم زمزمه کرد:
~پس چطوره...خودتو بهم بدی؟هوم؟
....ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲۷)

پارت ۹

های گرللل هااامممممم😭😭😭باید بگم که پارت ۹ رو تقریبا ۳ بار نو...

پارت ۷ویو میسو(ساعت ۶ شب)توی اتاقی که جیمین بهم داده بود روی...

از اونجایی که خیلی اصرار داشتید ادامش رو بزارم گذاشتم😁اسلاید...

part:34name: عشق و جداییویو بورابعد از اتمام کتاب بلند شدم و...

ددی جئون جونگکوک؛: خواب بود خیلی خوب بود چطوره کهه امشب.. نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط