{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف...بسیار است...اما...اهل گفتن...نیستم

حرف...بسیار است...اما...اهل گفتن...نیستم
با...دلم...درگیرم...آری...با...تو...دشمن...نیستم
ساده می‌گویم... تو...را...این ‌روزها...گم کرده‌ام
چند روزی می‌شود...در...قید...بودن...نیستم
این که...از...او...می ‌نویسم...در...غزل‌هایم...تویی
آن که...از...او...می ‌نویسی...همچنان...من...نیستم
روح بی‌آلایشم...را...چشم‌هایت...حس نکرد
هیچ ‌گاه...این را...نفهمیدی...فقط...تن...نیستم
حرف‌هایم را...سکوتم...می‌زند...این...روزها
شاعر...این..."بیت‌های نیمه‌ جان"...من...نیستم
دیدگاه ها (۱)

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به ...

‌ فراموش کردن کسی که دوستش داری مثل این است که شبی فراموش کن...

‌ بعضی از مردم اصرار دارندکه خود را به دیگران بشناسانندو ثرو...

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت تا چو خورشید نبینند به هر ب...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط