شب

(شب)
کوک:خب‌از‌کجا‌شروع‌کنم
لونا‌:فقط‌زود‌تمومش‌ کن
کوک:باشه
کوک:لونارو‌خوابوندم‌روتخت‌خودمم‌رفتم‌پیشش‌دراز‌کشیدم
لونا: نمیخوای‌کاری‌کنی‌
کوک:نه‌فقط‌میخوام‌ببوسمت‌کار‌دیگه نمیکنم
ِلونا:اوکی‌
(۳سال‌بعد)
میون‌جئونگ:هرکی‌متونه‌منو‌بودجه
کوک:گرفتم
میون‌جئونگ:😭😭قهلم‌هل‌سلی‌‌مگیلیم(کیوت)
کوک:ای‌من‌فدات‌بشم‌دیگه‌گریه‌نکنیا بیابریم‌دیروقته‌بخوابیم‌فردا‌
بازی‌کنیم
میون‌جئونگ:نه‌نه‌مخوان‌بادی‌تنم‌نه(باجیغ)
کوک:اخه‌عزیزم‌الان‌ساعت‌۱۲‌همه‌خوابن‌قول‌میدن‌فردا‌بریم‌پارک‌شهر‌بازی
میون‌جئونگ:نمخوام‌من‌مامانمو‌میخوام‌اون‌بود‌من‌می‌برد
کوک:جئونگاا‌بیابریم‌مامانی‌خونست
میون‌جئونگ :نمخوام‌مخوام‌بلم‌ولم‌تن
کوک:میوناا‌بیابریم‌دیگه‌بابا‌یی‌خستس‌بریم‌دیگه‌
میون‌جئونگ:نه‌نه نه‌نمخوام‌مامانییی
کوک:دیگه‌داری‌عصبانیم‌میکنی‌‌بیابربم(باجدیت)
میون‌جئونگ:نمیاممممممممم(جیغ)
کوک:بسه‌دیگه‌میون‌جئونگ‌هرچی‌میگم‌گوش‌نمیدی‌همین‌الان‌میریم‌خونه(باداد‌
خیلی‌بلند)
کوک:میون‌از‌ترس‌دستاشو‌گذاشته‌بود‌رو‌گوشاش ‌بزور‌دستشو‌گرفتم‌پرتش‌کردم‌تو‌ماشین‌تو‌کل‌راه‌بابغض‌‌بهم‌زل‌زده‌بود
دیدگاه ها (۹)

کوک:توراه‌بودیم‌تا‌خونه‌۳ساعت‌راهه‌میون‌حوسلش‌سررفته‌بودکوک ...

کوک:رفتم‌از‌سندوق‌‌جعبه‌کمک‌هایه‌اولیرواوردم‌گوششو‌پانسمان‌ک...

کوک:لونا‌مثل‌جت‌رفت‌شیرارو‌برداشت‌آوردکوک:یکی‌به‌منم‌بده‌نام...

لون:یاخدا‌ترسیدمکوک:نترس‌شوهرتملونا:زهرمارکوک:دردلونا:ورمکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط