{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

میدانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرفها را نمی فهمد …
.
.
گاهی اونقدر خسته میشویم که خستگیمون در نمیشه ، “درد” میشه !
.
.
زنده ام نه ازجانی که مانده ، از استخوان های لجبازی که روی هم ایستاده اند !
.
.
این روزها خیلی چیزها دست من نیست ؛ مثل دستهایت
دیدگاه ها (۱)

ّ

ای گل گلزار اخلاص و یقینبانوی کاخ شرف ام البنیننام نو چون فا...

یوسف کنعان من، کنعان شعرم پیر شدباز آی از مصر باور کن که دیگ...

ّ

دوست مجازی من سلام🙋‍♀️چند وقتیه من برات مینویسمو تو میخونی🙇‍...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

پارت ۴۳ — بهایی که باید پرداخت می‌شدیونگی هنوز همان‌جا ایستا...

رمان تو خود منی

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

.....پارت چهارم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط