{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۱۷
دامیان گفت :ولی ولی خود انیا هم میگه که من میدونستم و بکی و ایمل و ایون هم همین و میگن
مدیر : من کاری به کر اونش ندارم وقتی یک سال بالایی این کارارا و انجام میده یک سال پایینی هم همین کار هارو از سال بالایی الگو میگیره
دامیان ولی اگه....
مدیر :ولی بی ولی دامیان بیا دفتر منه هر کسی اعتراض داشته باشه تونیتروس دریافت می‌کنه
انیا با دل و جرعت گفت : آقای گنده ب.... یعنی مدیرمن حاضرم تو نیتروس بگیرم ولی دامیان که ....ام ...که آها که با اجازه ی من دفترم و برداشت و توش نوشته اون بی گناه و نباید کاری کرد حق یک بی گناه پایمال شه
آقای هندرسون توی ذهنش《این حرفاش از تنگستنهههههه 《باشوک 》
بکی ادامه دهد: درسته کسی که کار بدی نکرده واسیه جی باید تابان پس بده
ایمل و ایون :درسته
دامیان توی ذهنش: ممنونم آ...ان.یا
انیا توی ذهنش:ها اون من و به اسم صدا زد
مدیر: هر رهرهرهر《خنده》
انیا توی ذهنش:کوفت گنده بک 😑
مدیر : شما کوچولو ها خیلی بامزه این اما انیا فورجر ، بکی بلکبل،ایمل و ایون شما هرکدوم ۲ تا تونیتروس دریافت کرده و دامیان دزموند تو از امروز از مدرسه ی آکادمی ادن اخراجی
انیا و دامیان و بکی و ایمل و ایون :چییییییی
دامیان خیلی استرس داشت دلدردی شدید و سیاهی جشماش می‌ترسید حاضر بود خودکشی کنه ولی اسم دزموند و خچه دار نکنه اون هاداشتن به بهونه ی الکی دامیان و اخراج میکردم همه ی این ها فقط بخاطر تنفر نادیا از دامیانه
مدیر: دامیان دزموند بیا به دفتر من
دامیان با ترس و لرز به دفتر مدیر رفت سرش گیج میرفت
بکی رو به انیا : تنیا ما باید یک کاری کنیم
انیا :آره باید نقشه بکشیم
بکی : آهای شما دوتا ایمل و ایون بودین نه نمیخواین جون دوستتون و نجات بدین به ما ملحق شین
ایمل و ایون گفتن : باشه ما هر کاری برای جناب دامیان میکنیم
اما تا زمانی که اونا بتونن نقشه بکشند دامیان خیلی سریع با نا امیدی از دفتر مدیر اومد دیگه نمیتونست تلاش کنه که بگه بی گناه کیفش و برداشت و معمور های آکادمی اون و به بیرون همکاری کردن سر راه برادرش دمیتریوس و دید انیا و بکس و ایمل و ایون دامیان و تقیب میکردن که یکدفعه دیدن که دمتریوس یک سیلی محکم به دامیان زد بکی و انیا و ایمل و ایون تعجب کردن دمتریوس به دامیان گفت : ای احمق اسم دزموند و لکه دار کردی با چه جرعتی روت میشه بیای خونه ها عوضی جواب بده
انیا توی ذهنش : فکر کنم تنها کسی که توی خانوادشون سالمه پسر دوم حتما خیلی فشار روشه 《 با نگرانی》
جیوز 《خدمتکار دامیان》:جناب دمیتریوس آرامش خودتون و حفظ کنید
دمیتریوس : تو دخالت نکن جیوز
جیوز:ام ولی
دمیتریوس: دامیان و از جلوی چشمام ببر اون ور دیگه جزو خانواده ی دزموند نیست
دمیتریوس رفت و جیکز به دامیان گفت :جناب دامیان حالتون خوبه
دامیان:من خوبم جیوز 《با نا امیدی 》
جیوز: آقای دامیان
یکی از همکار های جیوز اومد و به جیزو یک جیزی گفت که یکدفعه ..........


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
وای این پارت هیجانی شدد
و غم انگیز😭
دیدگاه ها (۳)

کله پوک صورتی✨️پارت ۱۸یکی از همکار های جیوز پیغامی رو به جی...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۱۹ویو داناوان 《بابای دامیان 》و ملیندا《م...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۱۶انیا داشت برای امتحان امتحان از دامیا...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۱۵انیا تو شوک بود و بعد داشت گریه میکرد...

کله پوک صورتی ✨️ پارت ۱۴از زبان انیا: دستم و کردم تو کیفم تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط