{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مایکی و ا/ت پارت ۴

فیک مایکی و ا/ت پارت ۴




مایکی : چته بابا آروم من اینجام
میکو یکی زد پشت گردن مایکی
میکو : احمقققق باید استراحتت میکردییی زخمت خیلی بد بوددد هیچ می‌دونی وضع زخمت اونقدر بد بود که بخیه کردنش خیلی برام سخت بوددد اگه زخمت بد بشه چییی😭
مایکی دسته رو روی زمان گذاشت
مایکی : باشه باشه آروم باش خوبم دیگه تموم شد ⁦(⁠;⁠;⁠;⁠・⁠_⁠・⁠)⁩
ران : شما دوتا خیلی پیش هم خوب می‌شید 😂👍
میکو یکم سرخ شد
میکو : ا... احمق، ما فقط دوستیم.....
و ران از خنده پاره میشود و یه موش و گربه بازی کوشولو در حد ۱۰ کیلومتر داشتن 🌚🎀
بعد از اینکه خسته شدن ممیکو به زور مایکی رو برد تو اتاقش تا استراحت کنه مایکی تو تخت دراز کشید و میکو هم مثل قبل رو زمین پیش تخت نشست
میکو : ام ....... مایکی یادت میاد چه چیز آشنایی رو دیدی که باعث شد بری دنبالش ؟
مایکی : همون علامت باند هاکاتاکو رو دیدم رفتم دنبالش تا بگی مش ولی یکی دیگه از کنارم رد شد و بهم چاقو زد
میکو : صورت یکیشون دیدی؟
مایکی : یکم ، ولی اره
میکو : مشخصاتش رو برام بگو چند تا عکس بهت میدم بگو کدومو دیدی
مایکی : باشه
میکو رفت و از اتاقش یه لپ تاب آورد و مشخصات رو از مایکی پرسید و کل عکس از آیی که در ژاپن با اون مشخصات بودن رو هک کرد و برداشتعکس ها رو نشون مایکی داد مایکی به یکی از عکس ها اشاره کرد
مایکی : اینه
میکو عکس رو توی سیستمی که هک کرده بود زد و مشخصات اونو درآورد و آدرس خونشو پیدا کرد
( نکته : میکو از اونجایی که رئیس یه مافیایی سابق بوده پس در نظر داشته باشید که هک کردن و هم مهارت های پزشکی و درمانی حرفه ایه و تو رزمی و مبارزه تقریبا هم سطح مایکیه )
میکو : حله
مایکی : سریع بود 👀
میکو : پس فکر کردی کوکو از کجا پول میاره ؟😌
مایکی : کار ؟🫡
میکو : براش بانک مرکزی توکیو رو هک کردم 🤣💔
و مایکی که با دهنی باز به سر میبرد
مایکی : شوخی می‌کنی دیگه ؟👀
میکو : نه 🌚🎀
مایکی : .........
میکو : مایکیییییی من میرم با سانزو بریزم سرشششششش دیگه اعصاب ندارم اونا بهت آسیب زدننننننن⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩
مایکی: باشه ⁦(⁠;⁠;⁠;⁠・⁠_⁠・⁠)⁩
میکو : بلند نمیشیااااا
مایکی : قول نمیدم
میکو از اتاقش خارج شد و به سمت اتاق سانزو رفت و محکم درو باز کرد
سانزو : اوییییی چی شدههه ارومممم
میکو بالا پایین میپرید
میکو : بزنن برییمممممم بکیریمشونننن
سانزو: کی ؟چی ؟
میکو : باند هاکاتاکووووووو یکیشون پیدااا کردممممم⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩
دیدگاه ها (۳)

سناریو مایکی و آت پارت ۵سانزو: بریمسانزو سمت میخواست رانندگی...

سناریو مایکی و آت پارت ۶میکو : بیا یه بازی کنیم ....... هر س...

فیک مایکی و ا/ت پارت ۳گذر زمان روز بعداز دید مایکی با یه حس ...

الان که دقت کردم یه بزرگواری ظهور کرده بود و نفهمیده بودم 🗿🎀...

سناریو سانزو

فرشته کوچولو.......پارت ۲۰ و آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط