حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود ...
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود ...
اما قایق نداشت.
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت.
حکایت کسی است که زجر کشید، اما ضجه نزد.
زخم داشت ولی ناله ای نکرد.
نفس می کشید اما، همنفس نداشت.
خندید ،اما غمش را کسی نفهمید...
اما قایق نداشت.
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت.
حکایت کسی است که زجر کشید، اما ضجه نزد.
زخم داشت ولی ناله ای نکرد.
نفس می کشید اما، همنفس نداشت.
خندید ،اما غمش را کسی نفهمید...
- ۴.۷k
- ۰۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط