{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب حریم پنجره را باز می‌کنم

امشب حریم پنجره را باز می‌کنم
شب را کنار عکس تو آغاز می‌کنم

امشب تمامِ حرف دلم را یکی، یکی..
بر شیشه‌های پنجره ابراز می‌کنم

امشب فضای خانه پر از بغض می‌شود
بغضی که در درون دلم راز می‌کنم

آوای تندِ ریزشِ قلبم شنیدنی‌ست..
با اینکه کوک نیست، ولی ساز می‌کنم

رویای هر شبم شده تصویر چشم تو..
دارم به سمت چشم تو پرواز می‌کنم

احساس می‌کنم که شدی پاره‌ی تنم
حسی که در وجود خود احراز می‌کنم

در لابه‌لای خاطره‌ها پرسه می‌زنم
با این بهانه بغض گلو باز می‌کنم

حتی برای دلخوشی‌ام در نبود تو
گاهی خودم برای خودم ناز می‌کنم...

#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط