{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب می آید و در چشم نمی یابد راه

خواب می آید و در چشم نمی یابد راه
یک طرف اشک رهش بسته و یک سوی خیال
نشنوم ناله خود را دگر از مستی درد ...

آه از خویش تهی می شوم آرام آرام
می گریزد نفس خسته‌ام از سینه چو آه
بانگ برمی زنم از شوق که : آنا آنا!

ناگهان می پرم از خواب، گشاده آغوش!
می شود باز دو دست من و
می افتد سست
هیچ کس نیست به جز شب
که سیاه است و خموش ...

#هوشنگ_ابتهاج

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

به هرچی توی قلبتونه قسم‌ میدم برای شفای مریضها دعاکنید🙏😭😭😭😭#...

بنده عشقمو...#خاصترین

در سکوت تن این خانه تو را می خواهم روی آرامش یک شانه تو را م...

امشب حریم پنجره را باز می‌کنمشب را کنار عکس تو آغاز می‌کنمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط