𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p16
تهیونگ که هنوز سرش رو تو گردن جونگکوکفرو کرده بود سرش رو به بالا و پایین به نشونه ی آره تکون داد.
جونگکوک دستش رو روی گردن پسر کوچک تر کشید.
- متاسفم که مجبور شدی اون رو تحمل کنی.
+ الان خوبم. منم میام تمرین کنیم.
تهیونگ درحالی که تلاش میکرد حرکت کنه گفت.
- مطمئنی خوبی تهیونگ؟
+چی؟ آها آره..
جونگکوک درحالی که بازوهای تهیونگ رو گرفته بود ایستاد و کمک کرد اون هم بایسته.
- مطمئنی میتونم ولت کنم؟
جونگکوک با چشمهایی که میلرزیدن و لحنی نگران پرسید.
تهیونگ سرش رو تکون داد.
جونگکوک تهیونگ رو ول کرد.
+ ببین، من خوبم.
البته که خوب نبود، اما در تلاش بود خوب باشه. اگر تو تمرین شرکت نمیکرد ممکن بود افرادی مثل آقای چوی از جونگکوک بابت اینکه یه «امگای به درد نخور» رو سر تمرین آورده انتقاد کنن.
- الهه ی ماه رو شکر... پس بریم سر تمرین. همه شوت کردن؟
بچه ها آره ای گفتن و به جونگکوک اجازه دادن تمرین بعدی رو بگه.
- همتون برید یه بار پیدا کنید، بعد یه نفرتون توی صف سمت چپ خط نیمه، یه نفرتون توی صف سمت راست خط نیمه بایسته. مانع های نارنجی که گذاشتم محل ایست هاتونه.
کسی که سمت راست ایستاده دریبل میزنه تا مانع، اونجا می ایسته.( اشاره به مانع) توپ رو پاس میده. کسی که سمت چپ ایستاده توپ رو میگیره و بعد از اینکه سمت راستی روی مانع بالاتر ایستاد توپ رو بر میگردونه، بعد سمت راستی یه فیک میزنه میره جلو سه گام پیووت میره و صف هاتون عوض میشه.
هاله تهیونگ نارنجی ( اضطراب) شد. اون بسکتبالش خوب نبود و همه این رو میدونستن. علاوه بر این الان مارک هم شده بود و بدنش حساس تر و ضعیف تر از همیشه بود. می ترسید تنها بمونه. علاوه بر این، تقریبا هیچی از تمرین نفهمیده بود.
۵ دقیقه بعد
همه یار هاشون رو پیدا کرده بودن، اما تهیونگ وسط زمین تنها مونده بود.
جونگکوک گفته بود تمرین نمیکنه، برای همین تهیونگ کم کم داشت احساس میکرد طرد شده. هالش از نارنجی (اضطراب) به آبی (غم) تبدیل شد. هنوز تأثیرات مارک از بین نرفته بود. بعد از مارک شدن تا حداقل ۵ روز تاثیراتش رو به همراه داشت. الان حس میکرد آلفاش ردش کرده، البته این حس وقتی که جونگکوک اون رو دید و اعلام کرد حس میکنه بهتره تو تمرین شرکت کنه از بین رفت.
تهیونگ صف سمت راست ایستاد و جونگکوک صف سمت چپ.
وقتی نوبت تهیونگ و جونگکوک شد جونگکوک سریع ندوید که تهیونگ حس نکنه عقب مونده.
دریبل تهیونگ قوی نبود. بدنش با توپ هماهنگ نبود و ارتفاع دریبلش مدام عوض میشد. توپ رو به جونگکوک پاس داد. جونگکوک توپ رو به آرومی برگردوند و تهیونگ گرفتش.
p16
تهیونگ که هنوز سرش رو تو گردن جونگکوکفرو کرده بود سرش رو به بالا و پایین به نشونه ی آره تکون داد.
جونگکوک دستش رو روی گردن پسر کوچک تر کشید.
- متاسفم که مجبور شدی اون رو تحمل کنی.
+ الان خوبم. منم میام تمرین کنیم.
تهیونگ درحالی که تلاش میکرد حرکت کنه گفت.
- مطمئنی خوبی تهیونگ؟
+چی؟ آها آره..
جونگکوک درحالی که بازوهای تهیونگ رو گرفته بود ایستاد و کمک کرد اون هم بایسته.
- مطمئنی میتونم ولت کنم؟
جونگکوک با چشمهایی که میلرزیدن و لحنی نگران پرسید.
تهیونگ سرش رو تکون داد.
جونگکوک تهیونگ رو ول کرد.
+ ببین، من خوبم.
البته که خوب نبود، اما در تلاش بود خوب باشه. اگر تو تمرین شرکت نمیکرد ممکن بود افرادی مثل آقای چوی از جونگکوک بابت اینکه یه «امگای به درد نخور» رو سر تمرین آورده انتقاد کنن.
- الهه ی ماه رو شکر... پس بریم سر تمرین. همه شوت کردن؟
بچه ها آره ای گفتن و به جونگکوک اجازه دادن تمرین بعدی رو بگه.
- همتون برید یه بار پیدا کنید، بعد یه نفرتون توی صف سمت چپ خط نیمه، یه نفرتون توی صف سمت راست خط نیمه بایسته. مانع های نارنجی که گذاشتم محل ایست هاتونه.
کسی که سمت راست ایستاده دریبل میزنه تا مانع، اونجا می ایسته.( اشاره به مانع) توپ رو پاس میده. کسی که سمت چپ ایستاده توپ رو میگیره و بعد از اینکه سمت راستی روی مانع بالاتر ایستاد توپ رو بر میگردونه، بعد سمت راستی یه فیک میزنه میره جلو سه گام پیووت میره و صف هاتون عوض میشه.
هاله تهیونگ نارنجی ( اضطراب) شد. اون بسکتبالش خوب نبود و همه این رو میدونستن. علاوه بر این الان مارک هم شده بود و بدنش حساس تر و ضعیف تر از همیشه بود. می ترسید تنها بمونه. علاوه بر این، تقریبا هیچی از تمرین نفهمیده بود.
۵ دقیقه بعد
همه یار هاشون رو پیدا کرده بودن، اما تهیونگ وسط زمین تنها مونده بود.
جونگکوک گفته بود تمرین نمیکنه، برای همین تهیونگ کم کم داشت احساس میکرد طرد شده. هالش از نارنجی (اضطراب) به آبی (غم) تبدیل شد. هنوز تأثیرات مارک از بین نرفته بود. بعد از مارک شدن تا حداقل ۵ روز تاثیراتش رو به همراه داشت. الان حس میکرد آلفاش ردش کرده، البته این حس وقتی که جونگکوک اون رو دید و اعلام کرد حس میکنه بهتره تو تمرین شرکت کنه از بین رفت.
تهیونگ صف سمت راست ایستاد و جونگکوک صف سمت چپ.
وقتی نوبت تهیونگ و جونگکوک شد جونگکوک سریع ندوید که تهیونگ حس نکنه عقب مونده.
دریبل تهیونگ قوی نبود. بدنش با توپ هماهنگ نبود و ارتفاع دریبلش مدام عوض میشد. توپ رو به جونگکوک پاس داد. جونگکوک توپ رو به آرومی برگردوند و تهیونگ گرفتش.
- ۱.۶k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط