{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناله یِ واعطشا بر جگرش می افتاد

ناله یِ واعطشا بر جگرش می افتاد
آب میدید به یادِ قمرش می افتاد
بی سبب نیست که از جمله یِ “بَکّائون” است
اشک از گوشه یِ چشمانِ ترش می افتاد
شیرخواره بغل ِتازه عروسی میدید
یادِ لالایِ رباب و پسرش می افتاد
با دلی خون شده میگفت که الشام الشام
تا به بازار ِمدینه گذرش می افتاد
جلوی پای سکینه دم دروازه ی شهر
از رویِ نیزه علمدار سرش می افتاد
میشکست آینه یِ صبر و غرورش را زجر
تا به جانِ اُسرا با کمرش می افتاد
روضه ی گم شدن و دفنِ رقیه میخواند
تا به صحرا و خرابه نظرش می افتاد
گوسفندی جلویش ذبح که میشد، یادِ
خنجر ِکُند و گلویِ پدرش می افتاد
وای از آن لحظه که از لایِ حصیری کهنه
قطعه هایِ پدرش دور و برش می افتاد
دیدگاه ها (۱)

ﺷﻌﺮ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩه از ایرج میرزا " ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! "ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣ...

ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟عشق چیزی جز ظهور مه...

حسین پناهی:آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارندو مرده ها به فا...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

شعر پیرامون حضرت امام سجاد علیه السلام

💎امام سجاد(علیه السلام)دعای مومن یکی از سه فایده را دارد: در...

«معشوق سابق» پارت نوزده

‌ننه اختر دیشب مرد. یعنی خبرش را دیشب به دامون دادند. میر آق...

کمی متن زیاده ولی حتمن بخونید... ضرر ندارهآیا ...

وقتی برده عمارتش بودی ولی بعد... p ³

❌ اگر آن دنیا خدا از ما پرسید وقتی همسایه‌ات گرسنه بود تو کج...

ما ماموم زمانیم. #امام‌زمان ع#بقیة_الله #امام‌مهدی ع#صاحب‌ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط