{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪودڪ ڪه بودم

ڪودڪ ڪه بودم
وقتے زمیڹ میخوردم
مادرم مرامیبوسید
تمام دردهایم ازیادم میرفت
دیروززمیڹ خوردم دردم نیامد
بہ جایش تمام بوسه های مادرم بہ یادم آمد
دیدگاه ها (۱)

پنجشنبه است ویاد درگذشتگانماناَللّهُمَّ اغفِرلِلمُومِنینَوَا...

‏🍂 هیچوقت گول اسم و ظاهــر کسی رو نخورید ارتـــش هـــیتلر با...

از خستگی اگر گریستیهرگز زانو نزنزیرا قانون طبیعتاجبار به برخ...

کلید برق را زد لامپ روشن نشدچند دفعه ی دیگه کلید رو زدآدم چه...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به پنجره چشم دوخت...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

برده عمارت جئون

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط