{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝗠𝘆 𝗺𝗮𝗳𝗶𝗮

𝗠𝘆 𝗺𝗮𝗳𝗶𝗮
ᴘᴀʀᴛ ۱۰
ડꫀꪖડꪮꪀ ۲



یوپی: باید باهام بیای طبقه بالا کارت دارم


جولی: هی اونجا کلی پولدار مولدلر هس داش من با این ریخت و لبلس کجا بیام

یوپی همینجا بمون الان میام
نه توهم همرام بیا

ویو یوپی:
به مامانم زنگ زدم

جنل: جانم پسرم

یوپی: مامان من یع دقیقه میرم بیرون مهمونی ولی زود میام

جنا: باشه برو پسرم

یوپی: خوب هرچی لباس میخوای بگیر

جولی: چی

یوپی: میگم لباس میخوای بگیر

جولی: باشه

ویو جولی:

رفتم جبو لباس مورد علاقم اونجا بود رنگش چری بود استین نداشت بالاش جذب بود و پایینش دامن

یه کفش پاشنه بلند چری و یه کیف چری گرفتم

یوپی: خوب بریم چندتا لوازم میکاپ هم بگیریم

جولی: چی اینهمه خریدی کافیه

یوپی: برو لباستون بپوش پوشیدی میریم بخش میکاپ

جولی: با... باشه

یوپی: لباساشو پوشید میکاپ کرد و اومد بیرون از فرشته قشنگ تر شد

لباس براق شده بود بدجور بهش خیره شده بودم
دستشو گرفتم و باهم رفتیم سمت مهمونی

جولی: بیا مثل کسایی که زوجن دستای همدیگه رو بگیریم


یوپی: باشه

جنا: اون یوپی نیست؟

وی: اره پسرم دست دختر داره

جنا: فکر کنم اون جولی باشه اونی که ازش مراقبت کرد همکاسیشه اونا که باهم خوب نبودن

جولی: عه ع خانم مدیر سلام

وی: تو جولی ای

جولی: شما اخه وی هستین

وی: اره

یوپی: خوب من جولی رو همراه اوردم

وی: به نظرم زوج خوبی میشین

جنا: تهیونگ

یوپی: بابا راست میگه

جولی: عه یوپی

یوپی: خوب منو جولی میریم یکم قدم بزنیم

جنا: برو پسرم

جولی: اها بریم

جولی: چراااا اینجوری میکنی راستی قرار نبود قدم بزنیم چرا اومدی یه حا خلوت

یوپی: چون دوست دارم

جولی: چی

یوپی: دوست دارم

ویو جولی:

یجوری شدم حس کردم نمیتونم خودمو تحمل کنم یه قدم رفتم جلو جوری که با حرف زدن لبامون بهم میخورد
از قصد حرف زدم و شروع کردم به مکیدن لباش مست لباش شدم

یوپی: واقعا عاشقمی

جولی: زیاد

یوپی: کمرشو گرفتم بغلش کردم....


فردا...

جنا: یوپی گوشیت زنگ میخوره

یوپی: اومدم


یوپی: الو سلام نفسم

جولی: هی لوس لوسی نکن امروز میای باهم بریم دبیرستان

یوپی: بیام دنبالت

جولی: اره زودتر بیا یه کم بریم دور بزنیم...

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

part:1ویو کیم کلارا♡امشب پدر میخواست یه مهمونی برگزار کنهکه ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

فیک ددی من

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط