از اتاقش زدم بیرون
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟑
از اتاقش زدم بیرون.
سرکله زدن با این آدم نصف عمر ادمو تلف میکنه.
............
تو راه رو داشتم راه میرفتم همه ی خدمه تیمارستان بدجور نگام میکردن حتی رئیس.
چون من حدود یک ماه هست که دارم کوک رو درمان میکنم و دکترای قبلی یه هفته ای یا میمردن یا فلج میشدن یا بیماری های دیگه میگرفتن.
تو این چند وقت تونستم با جونگ کوک بیشتر ارتباط برقرار کنم.
رفتارش بهتر شده بود ولی بیشتر موقع زیر زبونش طوری که من نشنوم زمزمه میکرد که: بلاخره بدستت میارم.
منظورشو نمیفهمم یعنی چی یعنی میخواد کسی رو بکشه.
از خیلاتم بیرون اومدم و در اتاقشو باز کردم.
سلام کوتاهی بهش کردم و روی صندلی نشستم.
آنالی:امروز حالت بهتره آماده ای واسه جلسه امروز.
کوک:تو خیلی عجیبی (سرد
آنالی: منظورت چیه؟
کوک:چرا چیزیت نمیشه؟
آنالی:یعنی چی؟
کوک:اگه کس دیگه ای جات بود حداقل از این تیمارستان فرار میکرد.
آنالی:برای چی باید فرار کنم.
کوک:تو هنوز هیچی نمیدونی.
نمیدونی که بین چه گرگایی داری زندگی میکنی(پوزخند
آنالی:حرفاش یه جوری بود که انگار داشت بهم اخطار میداد.
میشه بس کنی کل وقت جلسمون هدر رفت.
........
جلسه امروزم باهاش تموم شد مثل همیشه رفتم خونه ساعت ده شب بود هانجون هم بخواطر مامان و بابا که به اون پسره جواب رد داده بودم باهم قهر بود چی بگم کلا باهام قطع رابطه کرده بود.
روی میز داشتم شاممو میخوردم که صدای آب از طبقه بالای شنیدم.
از رو میز بلند شدم و سمت طبقه بالا رفتم آب حموم باز بود واردش شدم و آب رو بستم.
از اتاق خارج شدم که دیدم آب ظرف شویی هم بازه آب رو بستم که گلدون روی میز تلویزیونم افتاد وشکست.
هوففففففف کی اینجاست(داد
مگه کری نمیشنوی میگم کی اینجاست(داد
الان هرکی جای من بود دمشو گذاشته بود رو کولش و رفته بود.
داداش تو نمیتونی منو با این چیزا بترسونی چووون مننننن بتمنم(داد
محکم زدم تو گوش خودم.
آنالی:آنا آروم باش چرا یکدفعه فاز گرفتی.
هووووف.
خودمو انداختم روی کاناپه و ساعد دستمو گذاشتم روی پیشونیم.
آنالی:آقا دزده نمیدونم هر خری هستی نمیتونی منو با این چیزا بترسونی.
من یه ماهه دارم بایه قاتل سرکله میزنم توکه برام چیزی نیستی.
نگاهی به پشت مبل انداختم که شاید کسی باشه ولی نبود.
از رو کاناپه بلند شدم که کنار در به مرد سیاه پوش دیدم.
آنالی:هی تو کی هستی؟
لالی چرا حرف نمیزنی؟
ادامه دارد.................∆
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟑
از اتاقش زدم بیرون.
سرکله زدن با این آدم نصف عمر ادمو تلف میکنه.
............
تو راه رو داشتم راه میرفتم همه ی خدمه تیمارستان بدجور نگام میکردن حتی رئیس.
چون من حدود یک ماه هست که دارم کوک رو درمان میکنم و دکترای قبلی یه هفته ای یا میمردن یا فلج میشدن یا بیماری های دیگه میگرفتن.
تو این چند وقت تونستم با جونگ کوک بیشتر ارتباط برقرار کنم.
رفتارش بهتر شده بود ولی بیشتر موقع زیر زبونش طوری که من نشنوم زمزمه میکرد که: بلاخره بدستت میارم.
منظورشو نمیفهمم یعنی چی یعنی میخواد کسی رو بکشه.
از خیلاتم بیرون اومدم و در اتاقشو باز کردم.
سلام کوتاهی بهش کردم و روی صندلی نشستم.
آنالی:امروز حالت بهتره آماده ای واسه جلسه امروز.
کوک:تو خیلی عجیبی (سرد
آنالی: منظورت چیه؟
کوک:چرا چیزیت نمیشه؟
آنالی:یعنی چی؟
کوک:اگه کس دیگه ای جات بود حداقل از این تیمارستان فرار میکرد.
آنالی:برای چی باید فرار کنم.
کوک:تو هنوز هیچی نمیدونی.
نمیدونی که بین چه گرگایی داری زندگی میکنی(پوزخند
آنالی:حرفاش یه جوری بود که انگار داشت بهم اخطار میداد.
میشه بس کنی کل وقت جلسمون هدر رفت.
........
جلسه امروزم باهاش تموم شد مثل همیشه رفتم خونه ساعت ده شب بود هانجون هم بخواطر مامان و بابا که به اون پسره جواب رد داده بودم باهم قهر بود چی بگم کلا باهام قطع رابطه کرده بود.
روی میز داشتم شاممو میخوردم که صدای آب از طبقه بالای شنیدم.
از رو میز بلند شدم و سمت طبقه بالا رفتم آب حموم باز بود واردش شدم و آب رو بستم.
از اتاق خارج شدم که دیدم آب ظرف شویی هم بازه آب رو بستم که گلدون روی میز تلویزیونم افتاد وشکست.
هوففففففف کی اینجاست(داد
مگه کری نمیشنوی میگم کی اینجاست(داد
الان هرکی جای من بود دمشو گذاشته بود رو کولش و رفته بود.
داداش تو نمیتونی منو با این چیزا بترسونی چووون مننننن بتمنم(داد
محکم زدم تو گوش خودم.
آنالی:آنا آروم باش چرا یکدفعه فاز گرفتی.
هووووف.
خودمو انداختم روی کاناپه و ساعد دستمو گذاشتم روی پیشونیم.
آنالی:آقا دزده نمیدونم هر خری هستی نمیتونی منو با این چیزا بترسونی.
من یه ماهه دارم بایه قاتل سرکله میزنم توکه برام چیزی نیستی.
نگاهی به پشت مبل انداختم که شاید کسی باشه ولی نبود.
از رو کاناپه بلند شدم که کنار در به مرد سیاه پوش دیدم.
آنالی:هی تو کی هستی؟
لالی چرا حرف نمیزنی؟
ادامه دارد.................∆
- ۷.۲k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط