{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیطان ( پارت دوازدهم )

شیطان ( پارت دوازدهم )
* ویو ا/ت *
کوک : من همیشه عجیب بودم...توام عجیبی!
ا/ت : هوم...؟ چرا!؟
کوک : خب...تو منو میبینی!
ا/ت : هعی....
کوک : من دیگه باید برم!
ا/ت : فقط یچیزی !
کوک : هوم؟
ا/ت : میشه...شب بیای ببینمت؟
کوک : باشه...
ا/ت : فقط زهره ترکم نکن!
کوک : ( نیشخند ) فعلا!
یهو ناپدید شد!
ا/ت : الان من با یه شیطان حرف زدم و بهش گفتم شب دوباره ببیمنت !؟ واقعا دیوونه شدم!!!
دراز کشیدم رو تخت.
ا/ت : ولی چقدر شیطان جذابی بود(😂)
* ویو کوک *
وقتی ا/ت گفت شب دوباره میبینمت تعجب کردم و خوشحال شدم نمیدونم خوشحالیم واسه چی بود ، نکنه عاشقم شده؟! آه ول کن کوک تویه شیطانی!
* ویو ا/ت *
شب شد و این دفعه پارچه رو از رو آیینه ورداشتم تا کوک بتونه راحت تر بیاد اینجا.
ا/ت : خیلی خب....!
خوابیدم و مثل همیشه ساعت ۳ پاشدم که یه صدایی میومد ، انگار صدای کوک بود ولی می‌پیچید!
کوک : ا/ت....ا/ت....ا/ت!
ا/ت : کوک...تو....کجایی؟
کوک : ( خنده)
ا/ت : مگه نگفتم زهره ترکم نکن!
کوک : اه...تازه داشتم حس میگرفتم!(🗿🗡)
ا/ت : بیا ببینمت!
کوک یهو جلوم ظاهر شد.
کوک : خب مادمازل من اومدم!
ا/ت : هوم...میشه بریم جایی که زندگی میکنی؟
کوک : میتونی دووم بیاری؟


درین درین🗿🔫📿
دیدگاه ها (۴۲)

شیطان ( پارت سیزدهم ) * ویو ا/ت * کوک دستمو گرفت و بال هاشو ...

شیطان( پارت چهاردهم ) * ویو ا/ت * همینطور که همه داشتن میخند...

شیطان( پارت یازدهم )* ویو ا/ت * ا/ت : ( جیغ ) کوک : یاااا......

شیطان ( پارت دهم ) * ویو ا/ت * بعد از اینکه کارم با اون روان...

Part 14

خونآشام من

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط