{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دلم عقاب بود که در سیلاب زمانه

کاش دلم عقاب بود که در سیلاب زمانه

به جای گشتن پی آشیانه به بالای ابر ها پرواز می کرد

دیگر تاب ماندن ندارم

شوق دیدارش دلم را کور کرده

باز دلم تنگ است

خدایا دریاب این بنده غافلت را

می ترسم گم شوم

دستم را محکم بگیر

و بسپار در یادم هرگز یاد زیبایت از یادم نرود

به قاصدک ها بسپار خبر از گمشده ام بیاورند

در شب تاریک به شب تاب ها بسپار راهم را قدری روشن کنند

مبادا بلغزم

راه به سوی منزل دوست می برم امشب

درختان اقاقی را بگو دلم عجیب هوای خانه کرده

دلم پر می کشد سویش

خدایا راه تو دور نیست

امشب بمان با من

دلم خیلی تنهاست
دیدگاه ها (۳)

کاش دلم عقاب بود که در سیلاب زمانهبه جای گشتن پی آشیانه به ب...

#لالایی #مژگانبخواب ای #دختر آرام مهتابببین گلهای میخک خسته ...

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

و چه دعای مجیرهایی که هر زمان مادر قصد خواندن آن را داشت، خد...

...بیا آهسـته و آرام بگیر دسـتان سردم رامشو دور از دل‌بیمار ...

**photo & text by :delaram**باذن الله... بسم الله. . .×× من،...

مرا اسب سپیدی بود روزیشهادت را امیدی بود روزیدر این اطراف، د...

مادرانه ای برای آرامش

صدایم کن مراکسی آیا صدایم کرد ؟کسی می خواندم آیا ؟من اینجایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط