{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ

مرگ
هر شب می‌آید
بال می‌گستراند بر خواب‌هایم
هرروز می‌آید
قدم‌های خسته مرا می‌شمرد مرگ ،
و باز به جست‌و‌جوی نشانی تازه
تمامی‌ جیب‌هایم را می‌کاود ..
همین !

{ شیرکو بی‌کس }
دیدگاه ها (۱)

تا می خواهم شعله ور شوم عشق تو چون باد خاموشم می کند شعله ور...

شقایقی عاشق بوته ی تمشکی شد به بالین او نشست و خون خود را در...

آري بايد از ميان زن و شعر يکي را برگزينم به شعر گفتم : ناچار...

قطره قطره باران می‌نویسد : گل نم به نم دو دیده من می‌نویسد :...

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

باز دلم هوای شلمچه کرده است.باز، حتی از فرسنگ‌ها فاصله، بوی ...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط