{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستمال کاغذی به اشک گفت

دستمال کاغذی به اشک گفت
قطره قطره ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج میکنی؟
عاشقم،با من ازدواج میکنی؟
خیال خوش دستمال کاغذی
دیدگاه ها (۳)

آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای …که دیگر حتی نمیتوانم مضمون...

ساعت عشق بازیستثانیہ بہ ثانیہدر آغوشت خواهم ماندچہ آهنگ دلنش...

مادر آفریده شدتا جمعه ها کسی باشددلش تنگ تو شودمادر آفریده ش...

.هر شـب بہ یاد چشمـت جان می‌ڪند دل مـنتـو غـرق خـوابی و مـن ...

عشق شکوفه شده....پارت⁹که یه لحظه با خودش فکر کرد ، بره پیشه ...

وصیت نامه پارت سومکوک. داشتم از تعجب شاخ در می آوردم ازدواج ...

پارت¹هوا بارونی بود ، رعد و برق ها هر لحظه زیاد میشدن ، ات ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط