{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

FATE

FATE
Part 10

آروم آروم و پاورچین پاورچین رفتم سمت حموم و یه دوش ۵ مینی گرفتم و اومدم بیرون یه کرم مرطوب کننده به چشمم خورد پس اونم به صورتم زدم و بعد اومدم بیرون

رفتم سمت کمد لباساش‌...
من که فعلا لباسی اینجا ندارم، اگه لباسش رو بپوشم دعوام نمیکنه...؟

به هر حال سعی کردم کوچیک ترین لباس رو بردارم ولی باز هم برام بزرگ بود
یه نگاهی به شلواراش کردم
همشون خیلی برام بزرگ بودن...
حالا چیکار کنم؟
یعنی شلوار نپوشم؟؟؟
آخه همینجوریشم از اینکه باهاش می‌خوام بخوابم میترسم چه برسه به اینکه شلوارم نپوشم!
داشتم از استرس میمردم که یهو چشمم افتاد به یه شلوارک...
خیلی کوتاه بود تقریبا مثل یه شورت عادی بود ولی به هر حال از هیچی که بهتره!
اونو برداشتم و پوشیدم...
حداقلش اینه که با این استایل راحتم!

رفتم و حوله رو برداشتم و شروع کردم به خشک کردن موهام چون توی این وضعیت نمی‌تونستم سشوار رو روشن کنم

بعد اینکه همه کارام تموم شد یه نگاه به تخت و جئون کردم

تو میتونی... تو میتونی دختر!

دوباره پاورچین پاورچین رفتم سمت تخت و سعی کردم خیلی آروم بدون اینکه تخت تکون بخوره روش دراز بکشم و تقریبا موفق شدم

نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم که بخوابم که یهو...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

FATEPart ۱۱سعی کردم بخوابم که یهو دستای جئون رو روی باسن و ر...

یه سوال...توی این فیک اسمات هم باشه ؟🤷🏻‍♀️🤡اگه باشه خیلی ساد...

FATEPart 9با پوزخند گفت: خوبه!حالا هم آماده شو و برو پایین ک...

FATEPart 8بعد انجام این کارم پوزخند صدا داری زد:نترس نمی‌خوا...

فصل ۲ (P. 6)

خشم پارت 8 +18@ ات.... ات تو منو دوست داری؟؟ +...(سکوت) @ ات...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁶⁰با تعجب به رفتنش نگاه میکردم... جیمین: دق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط