بگذار زمین روی زمین بند نباشد...
بگذار زمین روی زمین بند نباشد...
حافظ پیِ اعطایِ سمرقند نباشد...
بگذار که ابلیس در این معرکه یکبار...
مطرود زِ درگاه خداوند نباشد...
بگذار گناه هوسِ آدم و حوا...
برگردن آن سیب که چیدند نباشد...
مجنون به بیابان زد و... لیلا ولی ای کاش...
این قصه همان قصه که گفتند نباشد...
ای کاش عذابِ نرسیدن به نگاهت...
آن وعدهی نادیده که دادند نباشد...
یک بار تو در قصهی پر پیچ و خمِ ما...
آنکس که مسافر شد و دل کند نباشد...
آشوب همان حسِ غریبیست که دارم...
وقتی که به لبهای تو لبخند نباشد...
در تکتکِ رگهایِ تنم عشقِ تو جاریست...
در تکتکِ رگهایِ تو هرچند نباشد...
من میروم و هیچ مهم نیست که یک عمر...
زنجیرِ نگاهِ تو که پابند نباشد...
وقتی که قرار است کنارِ تو نباشم...
بگذار زمین روی زمین بند نباشد.. .
"رویا باقری"
حافظ پیِ اعطایِ سمرقند نباشد...
بگذار که ابلیس در این معرکه یکبار...
مطرود زِ درگاه خداوند نباشد...
بگذار گناه هوسِ آدم و حوا...
برگردن آن سیب که چیدند نباشد...
مجنون به بیابان زد و... لیلا ولی ای کاش...
این قصه همان قصه که گفتند نباشد...
ای کاش عذابِ نرسیدن به نگاهت...
آن وعدهی نادیده که دادند نباشد...
یک بار تو در قصهی پر پیچ و خمِ ما...
آنکس که مسافر شد و دل کند نباشد...
آشوب همان حسِ غریبیست که دارم...
وقتی که به لبهای تو لبخند نباشد...
در تکتکِ رگهایِ تنم عشقِ تو جاریست...
در تکتکِ رگهایِ تو هرچند نباشد...
من میروم و هیچ مهم نیست که یک عمر...
زنجیرِ نگاهِ تو که پابند نباشد...
وقتی که قرار است کنارِ تو نباشم...
بگذار زمین روی زمین بند نباشد.. .
"رویا باقری"
- ۱.۲k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط