{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو فیک : تظاهر

سناریو فیک : تظاهر

پارت 3

باهم زندگیه خوبیو شروع کردیم و باورم نمیشد که عاشق یه جن بشم اما چهرش منو دیگه از هر خیالی میبرد.
هر شب با من میخوابید حتی وقتی که باهم بیرون میرفتیم چون من فقط میتونستم اونو ببینم مردم فکر میکردن که دیوونه شدم و دارم با خودم حرف میزنم. اما اینطور نبود.
توی این مدت از خودش که رفته بود خونه ی مردم میگفت، یکم مسخره بود اما خب چون عاشقش بودم مجبور بودم به حرفاش گوش کنم.
اینا اتفاقا تموم شد و در اخر میخوام بگم که از این اتفاق هیچوقت باورم نمیشد که عاشق یه جنی بشم که تسخیر شده و وانمود میکنه که واقعیه.
دیدگاه ها (۰)

سناریو فیک : تظاهر پارت 2 یکم تعریفش سخته اما خب اون ادمی بو...

سناریو فیک : تظاهر پارت 1 سال اول دانشگام بود و رفته بودم دا...

۷۵ لایک و ۶۰ کام و ۱۵ بازنشرpart : 27chapter : 2× هلن ‌. من ...

عشق شکوفه شدهپارت⁵که یهو ات غذا هارو جمع کرد و رفتن آشپزخونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط