{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عرضم حضورت نازنین حالم خراب است

عرضم حضورت نازنین حالم خراب است
این چشمهای غمزده هر شب پر آب است
تو شانه باشی یا نباشی من همینم
شب گریه هایم جزئی از این رختخواب است
هر شب به عکست خیره ام به چشمهایی
که مثل دو یاقوت مشکی توی قاب است
با حلقه ی موهای من آن شب چه کردی؟
که بی حضورت دائما در پیچ و تاب است
گفتی که مثل سایه هستی در کنارم
پس کو؟ کجایی؟ گریه هایم بی حساب است
این بار جای نامه شعری می فرستم
هرچند می دانم همیشه بی جواب است
تو اهل ماندن در کنار من نبودی
تقصیر تو نه! بخت من انگار خواب است
بر گردنم جای دو دستت مانده خالی
این گردن آویزی که می بینی طناب است..
دیدگاه ها (۸)

آمدم عشق به یغما ببرم ، داری کهبا غزل باز دلت را ببرم ، داری...

‍ ‍ پیله ام در شیشه ای، سنگی رها کن بشکنم بی تو بی جانی شدم ...

تـو فکر کن اصلا من ابلیسم چه خواهی کرد؟جـز سجده ای بر روحِ ...

نگو چگونه ای که لاجرم بگویم عالی امبگو کجای قصه ای؟ بگویم ای...

پارتتتتت‌ جدیددددددد بلاخره گشادی رو گذاشتم کنارازت-متنفرم-و...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط