عرضم حضورت نازنین حالم خراب است

عرضم حضورت نازنین حالم خراب است
این چشمهای غمزده هر شب پر آب است
تو شانه باشی یا نباشی من همینم
شب گریه هایم جزئی از این رختخواب است
هر شب به عکست خیره ام به چشمهایی
که مثل دو یاقوت مشکی توی قاب است
با حلقه ی موهای من آن شب چه کردی؟
که بی حضورت دائما در پیچ و تاب است
گفتی که مثل سایه هستی در کنارم
پس کو؟ کجایی؟ گریه هایم بی حساب است
این بار جای نامه شعری می فرستم
هرچند می دانم همیشه بی جواب است
تو اهل ماندن در کنار من نبودی
تقصیر تو نه! بخت من انگار خواب است
بر گردنم جای دو دستت مانده خالی
این گردن آویزی که می بینی طناب است..
دیدگاه ها (۸)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

عاشقانه بابابامحمدم

حرفی نزن چیزی نگو باید برایم گریه کردباید برای مردن افسانه ه...

بَِغَِضَِ اَِمَِ گَِرَِفَِتَِهَِ وَِقَِتَِشَِهَِ بَِبَِاَِرَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط