خشم

خشم
پارت 3
+18
رفتم سمت شوکر همین که شوکر رو برداشتم
+ باشه ساکت میشم ببخشید(گریه)
@ اها بگم از گریه هم خوشم نمیاد(سرد) الان باید برم ولی شب میام
پرش به شب
ویو ات:
تو حال خودم بودم که دیدم در باز شد تهیونگ بود غذا هم دستش بود و برای منی که مدام چیزی میخورم اما الان حدود 17 ساعت که هیچی نخوردم عالی ترین هدیه بود(گشنه😂بنده حدود دو روز هیچی نخوردم جز پاستیل) تهیونگ اومد یه صندلی گذاشت جلوم و نشست
@ گشنته؟
با سر حرفشو تایید کردم
@ خوبه

ویو تهیونگ:
از اونجایی که نمیتونستم دستاشو باز کنم که غذا بخوره تصمیم گرفتم خودم بهش غذا بدم
@ خب دهنتو باز کن
چه با نمک غذا میخوره چی میگی تهیونگ به سرت زده (تو ذهنش) ولی واقعا دختر با نمکیه لباشو ببین(ذهن خرابا😂)
@ خب خب خب ات امشب رو بخواب و فردا میام سراغت( 😳)
ویو تهیونگ رفتم تو اتاقم قصد خواب داشتم اما همه فکر و ذهنم لبای ات بود به زور شب رو خوابیدم صبح از خواب بیدار شدم به یکی از خدمتکار ها گفتم که بره صبحانه ات رو بده خودمم صبحانه رو خوردم یه دوش گرفتم همش ذهنم پیش لبای ات بود که......

فردا امتحان ریاضی دارم🤦🏻‍♂️بچه ها من امروز فیک میزارم و هفته دیگه شاید 2 پارت فقط بزارم چون خیلی فشرده امتحان دارم برام دعا کنین 😂
دیدگاه ها (۲)

میفهمین؟؟ چی منظورم به هوبی تصور میشه؟؟

تحصیل که کردنی بود وضعیتمون اینه 😂وای به حال امتحان که دادنی...

خشم پارت 2 +18ات داشت میرفت سوار ماشین بشه که تهیونگ دستور د...

ذهن کثیف 😂😂😂

خشم پارت +18گرفتم همش ذهنم پیش لبای ات بود که...... تصمیم گر...

پارت ۲ تنها امید زندگیم ویو ات سریع به بیمارستان رفتم و تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط