{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت:48

پارت:48
شوگا:بگیرمت میکشمت
تهیونگ:*موهاش رو میگیره*
شوگا:اخ..اخ نکن
تهیونگ:داشتی میگفتی
شوگا:ولم کن حرومزاده(بخدا فیکههههه)
تهیونگ:*موهاش رو میکشه*
یجی:*برمیگرده*هوی..داییم رو ول کن
تهیونگ:داریم با داییت بازی میکنیم
یجی:گفتم ولش کن
تهیونگ:نچ
یجی:*به پاش انقد ضربه میزنه ک اره..*
تهیونگ:*جلوش رو میگیره*اخ..کوچولو دعا کن من دستم به تو نرسه
شوگا:عه دستگاه بچه سازی رو زد؟
یجی:چ خنده داری شدی عمو جذاب..بزار بیشتر بخندم*شوگارم اره*
شوگا:میکـ/ـمت*افتاد زمین*
یجی:*میخنده*
ا/ت:اینا چقد خوشمزن..اینجا چ خبره؟*تعجب*
یجی:مامانی،اینا چقد خنده دار شدن،بیا اینجا*اتم میزنه*تو دردت نمیگیره؟
ا/ت:نه..اینا چشونه؟
یجی:بازی کردیم
ا/ت:چ بازی..وایسا..*با تعجب به یجی نگاه میکنه*
3ساعت بعد
شوگا:بیا اینجااا🔪
یجی:نمیاممم
تهیونگ:مگه نمیگه بیا اینجا؟🔪
یجی:نمیامممم
ا/ت:شرط میبندم تخت اتاق امشب میشکنه
یوری:نه دیگه در این حد نیستن
تهیونگ و شوگا:*تخت رو شکوندن*
ا/ت:دیدی هستن..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

پارت: 92 سال بعدهیونجین:مدارک لازم رو اوردم+:خب..ببینم.. هیو...

اهم🎀✨

حق:))))@97149اصکی رفتم👆

#ناشناس

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

ته :اها خوب داشتیم حرف میزدیم که زنک در خورد ته : من باز میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط