نشستهام با نبودنت تو را در خودم تقاص میشوم

🌸
نشسته‌ام با نبودنت ، تو را در خودم تقاص‌ می‌شوم
زجر‌ می‌کشم در امانِ تنهایی تا مبادا چشمانم در نگاه هر غریبه‌ای تو را اعتراف کنند.

کم می‌آورم در زیادیِ دوری‌ات ، در اسارتِ تنهایی‌ام، در قساوتِ صبوری‌‌ام...

پُر شده‌ام از سرزنش‌های خود ، در ملامتِ آنچه که نامش حسرت است...

نشسته‌ام با نبودنت...
با آنکه می‌دانم در انتظار هم می‌شود بذرِ فراموشی کاشت، می‌شود رها‌ شد...

با آنکه می‌دانی با آنکه، بیهوده خوب می‌دانی
 اما هنوز هم عهدیست مرا، بنامِ دوست داشتن...
دیدگاه ها (۱۳)

🌸خسته ام! از تمدن، از شهر، از صدای آهن، از دود، از فکراز ...

🌸وقت کم است ، خیلی کم. همین حالاست که از این خواب بیدار شوی...

🌸پسرم، بعدها که تاریخ می‌خوانی به من و بقیه‌ی آدمهای دورانم...

🌸خانه ام ساعت ندارد. هیچ چیز به موقع رخ نمی‌دهد. هوا هنوز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط