{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر وفرشته ای با هم دوست شدند ...

شاعر وفرشته ای با هم دوست شدند ...

فرشته پری به شاعر دادو شاعر شعری
به فرشته ...
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش

گذاشت وشعرهایش بوی آسمان گرفت ...
فرشته شعر شاعر را زمزمه کردودهانش مزه عشق را گرفت ...

خدا گفت :دیگر تمام شد ...دیگر زندگی
برای هردوتا دشوار می شود....

زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود،
زمین برایش کوچک است ...

وفرشته ای که مزه ی عشق را بچشد،
آسمان برایش کوچک ...
دیدگاه ها (۲)

برادر ناتنی

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ...فرشته پری به شاعر داد ......

اکسیر عشقشاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ...فرشته پری به شاع...

شاعر و فرشته‌ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط