{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگ تقویم که در آخر ِ آذر افتاد

برگ تقویم که در آخر ِ آذر افتاد
فکر من یاد تو و آذر ِ آخر افتاد

بی تو یارم شده یک شمع که آموخت به من
هر که با عشق در افتاد چه بد ور افتاد

بین گل ها که نشان از لب سرخت دارند
قرعه ی عشق به من لاله ی پرپر افتاد

بغض پاییزی شب یکدفعه با برف شکست
قطره ای اشک که بر صفحه ی دفتر افتاد

هرچه کردم که فراموش کنم یادت را
مگر این عشق غزل خیز ِ تو از سر افتاد؟؟
دیدگاه ها (۱)

The Last Shadow

حماسی

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟑لینا:چرا چرا نمیخای دوباره باهم باشیم،...

برده عمارت جئون

پارت دو

بگذار که من با نفسَت شعر بسازمدل را پس این پرده به یک عشوه ب...

........بگذار که من با نفسَت شعر بسازمدل را پس این پرده به ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط