{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝗕𝗶𝗴 𝗹𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲 𝗰𝗮𝘁

𝗕𝗶𝗴 𝗹𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲 𝗰𝗮𝘁
𝗣𝗮𝗿𝘁 : ⁶

با یه کاسه پفیلا از آشپزخونه بیرون اومد و کنار جونگکوک روی کاناپه نشست ، جونگکوک درحالی که کارتون میدید با خوشحالی چند تا پفیلا با مشت‌های کوچولوش برداشت و خورد
جونگکوک : کارتون نمیخوام
تهیونگ : پس چی میخوای ؟!
جونگکوک : از اونا که اون دفعه دیدم
تهیونگ : چی ؟!
جونگکوک کنترل رو با دستای کوچیکش برداشت و کانال ها رو بالا و پایین کرد تا بلاخره پیداش کرد ، یه شبکه مخصوص سریال های بی ال
تهیونگ : عه عه عه عه این چیه بده من کنترل رو
جونگکوک : نمیخوام ، می‌خوام از اینا ببینم
تهیونگ : نمیشه هنوز برای این چیزا زیادی کوچیکی
جونگکوک از روی کاناپه بلند شد و درحالی که کنترل رو محکم بغل کرده بود رفت نزدیک تر
جونگکوک : بیا ما هم از این کارا کنیم
تهیونگ سریع اومد و کنترل رو گرفت
تهیونگ : نمیشه ، دیگه این چیزا رو نبین وگرنه دیگه نمیزارم به کنترل دست بزنی
جونگکوک : چرا ؟ اونا که داره بهشون خوش میگذره ، بیا ما هم بکنیممممم
تهیونگ : نه برو پفیلاتو بخور
و دوباره به کارتون گذاشت
تهیونگ : اصلا چرا باید همچین شبکه ای داشته باشیم
جونگکوک با بغض روی کاناپه نشست
جونگکوک : تو منو دوست نداری مگه نه ؟
تهیونگ : می گفته ؟! من عاشقتم گوگولی
جونگکوک : پس چرا نمیای ما هم بازی کنیم؟
تهیونگ : چون نمیشه ، دیگه بحث نکن
جونگکوک ساکت شد و پفیلاشو خورد ولی بغض هنوز توی چشماش بود
تهیونگ : واقعا فکر می‌کنی دوست ندارم ؟!
کنار جونگکوک نشست و بدن کوچیکشو رو پاهاش گذاشت و بغلش کرد
تهیونگ : بیا به جاش یه بازی دیگه بکنیم ، قایم موشک دوست داری ؟
جونگکوک هیچی نگفت و روشو برگردوند ، مشخص بود که با تهیونگ قهر کرده
تهیونگ : خب...چطوره گرگم به هوا بازی کنیم ؟
جونگکوک : .....
تهیونگ : خب قهر نکن دیگه ، میخوای بهت شیرموز بدم
جونگکوک :......
تهیونگ : خب باشه وقتی بزرگ شدی از اون کارت میکنیم
با این فکر که جونگکوک وقتی بزرگ میشه این حرف یادش نمی‌مونه گفت
جونگکوک : واقعا ؟
تهیونگ : اره ، حالا قهر نکن باشه؟
جونگکوک : باشه
تهیونگ لبخندی زد و پیشونی جونگکوک رو بوسید . با هم پفیلا خوردن و کارتون دیدن که کم کم جونگکوک خوابش برد ، تهیونگ آروم بغلش کرد و بردش تو اتاق و روی تخت گذاشتش ، خودش هم کنارش دراز کشید و پتو رو روی هردوشون کشید ، جونگکوک توی خواب واقعا خیلی بامزه و گوگولیه . مدتی به چهره ی بامزه اش نگاه کرد و به این فکر کرد وقتی بزرگ بشه چه شکلی میشه ، بازم اینجوری بامزه و گوگولی میمونه ؟ کم کم اونم خوابش برد

....ادامه دارد
دیدگاه ها (۳۰)

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ¹¹با عصبانیت مشت های محکمکش رو به کیسه میزد...

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎𝒑𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵تهیونگ : معذرت می‌خوا...

𝗕𝗶𝗴 𝗹𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲 𝗰𝗮𝘁𝗣𝗮𝗿𝘁 : ⁵جونگکوک با ترس توی گوش تهیونگ زمزمه کر...

𝗕𝗶𝗴 𝗹𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲 𝗰𝗮𝘁𝗣𝗮𝗿𝘁 : ²با حس کردن چیزی روی سینش چشماشو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط