در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودی
در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغه روشن بیگانه بودی سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها ترک عشق و این غم دیرین کنم
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغه روشن بیگانه بودی سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها ترک عشق و این غم دیرین کنم
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغه روشن بیگانه بودی سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها ترک عشق و این غم دیرین کنم
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغه روشن بیگانه بودی سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها ترک عشق و این غم دیرین کنم
- ۳.۵k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط