دل دریاییت وقتی، دوباره یاد دریا کرد
دل دریاییت وقتی، دوباره یاد دریا کرد
نهنگی پیر در دریا، برایت جشن بر پا کرد
نهنگ تحت فرمانت، نهنگ غرق چشمانت
همان موجی دامانت، در آغوش تو غوغا کرد
خدا زیباست می دانم، تو را هم دوست می دارد
که زیبایی به زیبایی تو را اینقدر زیبا کرد
تو را در جمع می بوسم،تو را در جمع می رقصم
که گفته عشق را باید، میان جمع حاشا کرد؟
تمام ساحران مسحور،دهان عاشقانت باز
که شاعر با چه جادویی،خودش را در دلت جا کرد؟
پس از یک عمر بی خوابی،در آغوش تو فهمیدم
دوباره می شود جایی برای خواب پیدا کرد
صابرقدیمی
نهنگی پیر در دریا، برایت جشن بر پا کرد
نهنگ تحت فرمانت، نهنگ غرق چشمانت
همان موجی دامانت، در آغوش تو غوغا کرد
خدا زیباست می دانم، تو را هم دوست می دارد
که زیبایی به زیبایی تو را اینقدر زیبا کرد
تو را در جمع می بوسم،تو را در جمع می رقصم
که گفته عشق را باید، میان جمع حاشا کرد؟
تمام ساحران مسحور،دهان عاشقانت باز
که شاعر با چه جادویی،خودش را در دلت جا کرد؟
پس از یک عمر بی خوابی،در آغوش تو فهمیدم
دوباره می شود جایی برای خواب پیدا کرد
صابرقدیمی
- ۱.۹k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط