{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل دریاییت وقتی، دوباره یاد دریا کرد

دل دریاییت وقتی، دوباره یاد دریا کرد
نهنگی پیر در دریا، برایت جشن بر پا کرد
نهنگ تحت فرمانت، نهنگ غرق چشمانت
همان موجی دامانت، در آغوش تو غوغا کرد
خدا زیباست می دانم، تو را هم دوست می دارد
که زیبایی به زیبایی تو را اینقدر زیبا کرد
تو را در جمع می بوسم،تو را در جمع می رقصم
که گفته عشق را باید، میان جمع حاشا کرد؟
تمام ساحران مسحور،دهان عاشقانت باز
که شاعر با چه جادویی،خودش را در دلت جا کرد؟
پس از یک عمر بی خوابی،در آغوش تو فهمیدم
دوباره می شود جایی برای خواب پیدا کرد



صابرقدیمی
دیدگاه ها (۳)

چه قدر خوب بودتو، گُلِ من بودیهر روز به تو آب می‌دادم !به بو...

به خیابان برو راسته ی میوه فروش ها را بگیر سیب ها راسرخ سرخ ...

دوستت دارم چه جمله ای که مکان و زمان نمی خواهدبه هر زبان که ...

میروم گل میخرم، باید بفهمد عاشقمگل برایش میبرم، باید بفهمد ع...

سناریو تهیونگ

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۵: «انت...

when silence bwcwme a scram p37

چند پارتی تهیونگ

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉-𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉-𝒆 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو) پارت𝟗...برای باکوگو دی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 117✦...................

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط