{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه قدر خوب بود

چه قدر خوب بود
تو، گُلِ من بودی
هر روز به تو آب می‌دادم !
به بویِ تنت ،
مغرور می‌شدم
شب‌ها کنارِ لبت
رویا بُو می‌کردم‌‌‌وُ
روزها، حسادتِ دنیا را

چه‌قدر خوب بود
تو، گُلِ من بودی
برایِ تو یک گلدانِ کوچک زیبا می‌ساختم
با یک باغچه
وَ حوضی پُر از انار
خوابت را
کنارِ پنجره آفتاب می‌دادم‌‌وُ
برایِ صبحانه‌ات
هوایِ تازه شمال می‌خریدم

چه‌قدر خوب بود !
تو ، گُلِ من بودی




افشین صالحی
دیدگاه ها (۱۰)

به خیابان برو راسته ی میوه فروش ها را بگیر سیب ها راسرخ سرخ ...

شعر بایدبخزد زیر لحاف گریهروی لب لرز دعالای دستان قنوتتا شود...

دل دریاییت وقتی، دوباره یاد دریا کردنهنگی پیر در دریا، برایت...

دوستت دارم چه جمله ای که مکان و زمان نمی خواهدبه هر زبان که ...

میبخشی پارت ۳

الماس زیبای من ...

نشان سوخته.

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

رمان : قلب در تاریکی

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط