{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفت

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.

رفته و چقدر زود از یاد برده که

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

صبوری کند.

تا از یاد ببرد صاحبش را.

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند.

و فراموش کند که روزی کسی بود

که برایش زندگی بود.
دیدگاه ها (۲)

ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﻝ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭﻡﻗﻄﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻏﻢ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ !..ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ...

هیچ از حال ِ دل پنجره ها می دانیکه چه بی خواب در این کوچه تم...

.آدم برفی هم که باشی دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد …دلت میخ...

ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﺍﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ!ﻣﺜﻼ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﮐ...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط