{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روحیش مثل همیشه بود فقط روزبه روزلاغرترمیشد!!!موهای لختوب

روحیش مثل همیشه بود فقط روزبه روزلاغرترمیشد!!!موهای لختوبلوندش همه جاریخته بودوقتی ازش میپرسیدن چراانقدموهات میریزه باهمون لبخندهمیشگی میگفت:ریختن 100تارمودرروزعادیه!!!
تواین شباواسه شفای همه ی بیمارای سرطانی دعاکنیم.
دیدگاه ها (۱)

منم همینکارو میکنم درجواب همچین آدمی...

عاشقای آل استار اییییین یعنی ارزش...

تنهاموردی که دهه شصتیا،هفتادیا،هشتادیاوحتی نودیامیتونن نوستا...

گاهی کسی رادوست داریم که نمیفهمد:|گاهی کسی دوستمان داردومانم...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند دقیقه بعد...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟐جیمین:چی؟(متعجب بلند)جونگکوک:باید انجا...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

Custom bride part : 5

ابلیس

مادربزرگم همیشه می کفت؛چاه دستی پر نمیشه !اون وقتها سنم کم ب...

بار اول که دیدمش. تو کوچه بود یه لباس ناز تنش بود با موهای ب...

میشه یه مکث کوچیک کردُ،بعدم دلُ زد به دریا و غرق شد،غرق تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط