Hey Dont kiss our sister so much Part
Hey! Don't kiss our sister so much ! Part 1
#lino(know) #stray_kids #takparty
با انگشت های کوچیکت رو،روی پوست سفیدِ دست لینو میکشیدی
با لبخند داشتی بهش نگاه میکردی و اون برای چندمین بار بخاطر کیوت بودنت و برای ابراز علاقه ای که بهت داشت. میبوسیدت
پیشونی،دست،لب همه جای اعزای صورتت رو میبوسید و اکثرأ تورو زیاد بغل میکرد
دوباره بوسه ای روی پیشونیت گذاشت و محکم تورو توی بغلش فشورد و گفت
_ چرا انقدر کیوتی اخه؟
لبخند بازیگوشی زدی که لپ هات برجسته شدند و چند برابر باعث شد کیوت بشی،لبخند نازی که داشتی باعث شد لینو بازم قلبش ضعف بره و دوباره بوسه ای روی لپ هات گذاشت
اما در اون لحظات عاشقانه ای که داشتین دو شخص کاملا ازتون عصبانی بود!
هیونجین با خشم فقط داشت به لینو نگاه میکرد و فلیکس هم با یک نگاهی اعصبانی به تویی که از بوسه هایی که لینو روی صورتت میزاشت و کیف میکردی،نگاه میکرد
هیونجین سرش رو نزدیک گوش فلیکس آورد و با خشم گفت
هیونجین : دیگه داره از حدش میگذره پسرهی لعنتی..
فلیکس فقط داشت به خواهر کوچولوش با نگاهی خشمگین نگاه میکرد،بدون هیچ برداشت نگاهی از روی تو، با صدای دیپ و کلفتش جواب داد
فلیکس : خیلیم خوش میگذره بهشون !
هیون دیگه تحمل دیدن این صحنه هارو نداشت
تکیه اش رو از اپن گرفت و به طرف شما دوتا که وسط هال بودین و روی کاناپه کنار هم نشسته بودید،اومد
کنار کاناپه ایی که شما نشسته بودید نشست و تکیه اش رو داد به پشتی کاناپه
با اخم فقط داشت به عشق بازی خواهرش و دوست پسرش نگاه میکرد
فلیکس هم اومد و کنار هیونجین نشستند،دوتاشون با یک اخم غلیظی،با چشم های تیز و عصبانی ای به شما دوتا نگاه میکردند
فلیکس زمزمه آرومی کرد تا فقط خودش و برادرش کع هیونجینه بشنوه !
فلیکس : زیادی داره..از حدش میگذره هیونگ
هیونجین سرش رو آهسته تکون داد و پوزخندی زد.
روبه لینو که با عشق و لبخندی زیبا به تو نگاه میکرد گفت
هیونجین : دیر وقته نمیخوای بری ؟
لینو متعجب نگاهشو داد به هیونجین و گفت
_ من؟
با شنیدن حرف هیونجین اخمی کردی و گفتی
+ یااا اوپا حرفت خیلی زشته
فلیکس پوزخندی زد و گفت
فلیکس : با توهم کار داریم خانم ا.ت
لینو نگاهی به جفتشون انداخت و پوزخندی زد
دستش رو دور گردن دوست دخترش انداخت و روبه برادرای حساسش گفت
لینو : خواهرتون مال منه،دیگه نیاز نیست ازش مراقبت کنین
این حرف لینو باعث شد هیونجین یک پوزخند عصبی ای بزنه و بگه
هیونجین : چون مال توعه دلیل نمیشه که روش حساس نباشیم آقای لی مینهو
لینو با دیدن چهره های اخمی این دوتا برادر خندید،دستش رو از روی گردنت برداشت و به تو نگاه کرد،بلند شد و گفت
_ من دیگه میرم " بهت نگاه کرد " مواظب خودت باش فسقلی
#lino(know) #stray_kids #takparty
با انگشت های کوچیکت رو،روی پوست سفیدِ دست لینو میکشیدی
با لبخند داشتی بهش نگاه میکردی و اون برای چندمین بار بخاطر کیوت بودنت و برای ابراز علاقه ای که بهت داشت. میبوسیدت
پیشونی،دست،لب همه جای اعزای صورتت رو میبوسید و اکثرأ تورو زیاد بغل میکرد
دوباره بوسه ای روی پیشونیت گذاشت و محکم تورو توی بغلش فشورد و گفت
_ چرا انقدر کیوتی اخه؟
لبخند بازیگوشی زدی که لپ هات برجسته شدند و چند برابر باعث شد کیوت بشی،لبخند نازی که داشتی باعث شد لینو بازم قلبش ضعف بره و دوباره بوسه ای روی لپ هات گذاشت
اما در اون لحظات عاشقانه ای که داشتین دو شخص کاملا ازتون عصبانی بود!
هیونجین با خشم فقط داشت به لینو نگاه میکرد و فلیکس هم با یک نگاهی اعصبانی به تویی که از بوسه هایی که لینو روی صورتت میزاشت و کیف میکردی،نگاه میکرد
هیونجین سرش رو نزدیک گوش فلیکس آورد و با خشم گفت
هیونجین : دیگه داره از حدش میگذره پسرهی لعنتی..
فلیکس فقط داشت به خواهر کوچولوش با نگاهی خشمگین نگاه میکرد،بدون هیچ برداشت نگاهی از روی تو، با صدای دیپ و کلفتش جواب داد
فلیکس : خیلیم خوش میگذره بهشون !
هیون دیگه تحمل دیدن این صحنه هارو نداشت
تکیه اش رو از اپن گرفت و به طرف شما دوتا که وسط هال بودین و روی کاناپه کنار هم نشسته بودید،اومد
کنار کاناپه ایی که شما نشسته بودید نشست و تکیه اش رو داد به پشتی کاناپه
با اخم فقط داشت به عشق بازی خواهرش و دوست پسرش نگاه میکرد
فلیکس هم اومد و کنار هیونجین نشستند،دوتاشون با یک اخم غلیظی،با چشم های تیز و عصبانی ای به شما دوتا نگاه میکردند
فلیکس زمزمه آرومی کرد تا فقط خودش و برادرش کع هیونجینه بشنوه !
فلیکس : زیادی داره..از حدش میگذره هیونگ
هیونجین سرش رو آهسته تکون داد و پوزخندی زد.
روبه لینو که با عشق و لبخندی زیبا به تو نگاه میکرد گفت
هیونجین : دیر وقته نمیخوای بری ؟
لینو متعجب نگاهشو داد به هیونجین و گفت
_ من؟
با شنیدن حرف هیونجین اخمی کردی و گفتی
+ یااا اوپا حرفت خیلی زشته
فلیکس پوزخندی زد و گفت
فلیکس : با توهم کار داریم خانم ا.ت
لینو نگاهی به جفتشون انداخت و پوزخندی زد
دستش رو دور گردن دوست دخترش انداخت و روبه برادرای حساسش گفت
لینو : خواهرتون مال منه،دیگه نیاز نیست ازش مراقبت کنین
این حرف لینو باعث شد هیونجین یک پوزخند عصبی ای بزنه و بگه
هیونجین : چون مال توعه دلیل نمیشه که روش حساس نباشیم آقای لی مینهو
لینو با دیدن چهره های اخمی این دوتا برادر خندید،دستش رو از روی گردنت برداشت و به تو نگاه کرد،بلند شد و گفت
_ من دیگه میرم " بهت نگاه کرد " مواظب خودت باش فسقلی
- ۱۲.۸k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط