{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر آن انسان خندان روی قبلا نیستم

دیگر آن انسان خندان روی قبلا نیستم
فکر می کردم عزیزم، دیدم اصلا نیستم

فکر می کردم پس از تو زندگی خواهد گذشت

فکــر می کردم ،ولی، دیدم کـــه آهن نیستم

دوستت دارم، هنوزم، روی قولـــم مانده ام

کاش می شد بشکنم آن را،ولی زن نیستم

دوستان از پشت می آیند و خنجــر می زنند

حق من زخم است چون،با دوست ،دشمن نیستم

راضیم کردی که تنهایی برایم بهتر است

ظاهرا راضـی شدم اما عمیقا نیستم

***

خسته ام از روزها، اغوش وا کن ای خدا

باید امضا کرد جایی را؟ بیا... من نیستم....
دیدگاه ها (۲)

از همان روزی که در باران سوارم کرده‌ای با نگاهت هیـــچ میدان...

نمی رنجــم اگــر کاخ مرا ویرانــه می خواهدکه راه عشق آری طاق...

دار و ندارم را خـــزان از من بریدستبرگرد ، تنهایی امان از من...

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشودچشم تو قسمت من بوده و باید بشو...

مردی که در کنارم بود

لحظه شکستن سطل آب‌میوه نذری و ناراحتی دو جوان که برای تهیه آ...

من مدت‌هاست دیگر از چیزی شکایت نمی‌کنم .شاید چون برای شکایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط