شب رویایی
شب رویایی
پارت ۳۹
کیونگ می که شاهد این صحنه بود با پوزخند رو لب اش از آنها دور شد رویه یکی از مبل ها تنهایی نشست از گارسون لیوان شراب قرمز رو گرفت و شروع به نوشیدن اش کرد گائول و اون سوک که حرف میزدن و متوجه نبود کیونگ می نشدن، جیهو درحالی که با دوست هایش حرف میزد وقتی کیونگ می و تنها دید از این فرصت استفاده کرد و بدو هیچ معطلی به سمته اون قدم برداشت
روبه رو اش رویه مبل نشست با لحنی که هیزی ازش سرشار بود لب زد
جیهو : سویتی جذابی مثله تو چرا تنها نشسته
کیونگ می لیوان شراب رو رویه میز جلو اش گذاشت و با پوزخند بهش خیره شد
کیونگ می : واسه مخ زدن هنوز خیلی بچه ای
جیهو : من بچم آره ...
پوزخندی زد و به حرف هایش ادامه داد
جیهو : این بچه کارای از دستش برمیاد که حتا فکرشم نمیتونی بکنی
کیونگ می : اون روش هاتو رویه کسی پیاده کن که حاضر باشه بخاطر چندر غاز پول زیرت جون بده
جیهو خنده ای بلندی کرد و به مبل تکیه کرد و با خنده به کیونگ می خیره شد گائول که چشم اش رویه اونا بود سریع روبه اون سوک کرد
گائول: بین اون دونفر چیزی هست
اون سوک : نبابا کیونگ می محل سگم به اون نمیزاره چیه نکنه تو عاشق جیهو هستی
گائول : چی داری میگی من و اون پسر .... نه نمیشه
اون سوک : بریم پیشه اونا
اون دونفر راهی شدن در بین راه تهیونگ هم بهش ملحق شد هر سه نفر به سمته آنها رفتن تهیونگ کناره گیونگ می نشست گائول کناره جیهو اون سوک هم کناره گائول نشست بلافاصله آیرا هم به آنها اضافه شد
جیهو : راستی این اون وو و جیمین کجا رفتن
گائول : اونجا کناره دیجی ایستادن یعنی دارن بهم چی میگن
اون وو و جیمین که دورتر از اونا وایستاده بودن و داشتن حرف میزدن اون وو دست به سینه ایستاد و با لحن عصبی به جیمین گفت
اون وو : امشب من به اون سوک پیشنهاد میدم تا باهام قرار بزاره
جیمین : باشه برو شانستو امتحان کن
اون وو : میرم همین حالا بهش میگم
اون وو سمته اون سوک اینا رفت جیمین هم با پوزخند بهش خیره شده بود اون وو روبه روی اون سوک ایستاد
اون وو : اون سوک میخوام یه چیزی بهت بگم
اون سوک منتظر نگاه اش میکرد
اون وو : من دوس ..
همینکه اون وو لب باز کرد که اعتراف اش رو بکنه اما با صدای جیمین که از میکروفون پخش شد حرف اش قطع اش شد ۰۰.
پارت ۳۹
کیونگ می که شاهد این صحنه بود با پوزخند رو لب اش از آنها دور شد رویه یکی از مبل ها تنهایی نشست از گارسون لیوان شراب قرمز رو گرفت و شروع به نوشیدن اش کرد گائول و اون سوک که حرف میزدن و متوجه نبود کیونگ می نشدن، جیهو درحالی که با دوست هایش حرف میزد وقتی کیونگ می و تنها دید از این فرصت استفاده کرد و بدو هیچ معطلی به سمته اون قدم برداشت
روبه رو اش رویه مبل نشست با لحنی که هیزی ازش سرشار بود لب زد
جیهو : سویتی جذابی مثله تو چرا تنها نشسته
کیونگ می لیوان شراب رو رویه میز جلو اش گذاشت و با پوزخند بهش خیره شد
کیونگ می : واسه مخ زدن هنوز خیلی بچه ای
جیهو : من بچم آره ...
پوزخندی زد و به حرف هایش ادامه داد
جیهو : این بچه کارای از دستش برمیاد که حتا فکرشم نمیتونی بکنی
کیونگ می : اون روش هاتو رویه کسی پیاده کن که حاضر باشه بخاطر چندر غاز پول زیرت جون بده
جیهو خنده ای بلندی کرد و به مبل تکیه کرد و با خنده به کیونگ می خیره شد گائول که چشم اش رویه اونا بود سریع روبه اون سوک کرد
گائول: بین اون دونفر چیزی هست
اون سوک : نبابا کیونگ می محل سگم به اون نمیزاره چیه نکنه تو عاشق جیهو هستی
گائول : چی داری میگی من و اون پسر .... نه نمیشه
اون سوک : بریم پیشه اونا
اون دونفر راهی شدن در بین راه تهیونگ هم بهش ملحق شد هر سه نفر به سمته آنها رفتن تهیونگ کناره گیونگ می نشست گائول کناره جیهو اون سوک هم کناره گائول نشست بلافاصله آیرا هم به آنها اضافه شد
جیهو : راستی این اون وو و جیمین کجا رفتن
گائول : اونجا کناره دیجی ایستادن یعنی دارن بهم چی میگن
اون وو و جیمین که دورتر از اونا وایستاده بودن و داشتن حرف میزدن اون وو دست به سینه ایستاد و با لحن عصبی به جیمین گفت
اون وو : امشب من به اون سوک پیشنهاد میدم تا باهام قرار بزاره
جیمین : باشه برو شانستو امتحان کن
اون وو : میرم همین حالا بهش میگم
اون وو سمته اون سوک اینا رفت جیمین هم با پوزخند بهش خیره شده بود اون وو روبه روی اون سوک ایستاد
اون وو : اون سوک میخوام یه چیزی بهت بگم
اون سوک منتظر نگاه اش میکرد
اون وو : من دوس ..
همینکه اون وو لب باز کرد که اعتراف اش رو بکنه اما با صدای جیمین که از میکروفون پخش شد حرف اش قطع اش شد ۰۰.
- ۳۰.۱k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط