{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریای عشق

دریای عشق
فصل دوم
پارت ۲۰
ویو یونا
ته یونگ : فردا شب با چند تا از باند ها جلسه دارم . می‌خوام تو هم بیایی
فردا صبح برو خرید و به لباس خوب پیدا کن
فیلم تموم شد .
ته یونگ : نفسم ، بریم بخوابیم
پاشدم و رفتم رو تخت ، ته یونگ اومد پیشم و بغلم کرد . خوابم برد
بیدار شدم ( ساعت ۹ صبح ) از اتاق خارج شدم. کار های مورد نیاز رو کردم و از اتاق خارج شدم . ته یونگ صبحانه رو آماده کرده بود . صبحانه خوردم ، یه آرایش ملایم کردم و یه لباس ساده پوشیدم ، با رزی رفتم خرید بعد از کلی گشتن لباس مورد نظر رو پیدا کردیم . برگشتم خونه ، ته یونگ خیلی جذاب شده بود
ته یونگ : زود آماده شو که منتظرم
با سرعت به اتاقم رفتم . آرایشم رو پاک کردم و آرایشی کردم که به لباسم بیاد ، لباسم رو پوشیدم ( اسلاید دوم )
سوار ماشین شدیم و بعد از چند مین به عمارتی رسیدیم . وارد اتاقی شدیم
چند نفر دور یه میز بزرگ نشسته بودن و با چشمای هرز شون نگام میکردن
شروع به حرف زدن کردن ، خسته و کلافه شدم
یونا : میرم هوا بخورم
ته یونگ : باشه ، عشقم
از اتاق بیرون رفتم یه فضای باز بود رفتم قدمی بزنم سگ ی دیدم که داشت دنبالم می دوید جیغی زدم و دویدم
ویو تهیونگ
صدای جیغی شنیدم از اتاق خارج شدم. سگی یونا رو دنبال میکرد ، یونا کفش هاش رو تو دستش گرفته بود و پا برهنه میدوید . اسلحه رو در آوردم و یه تیر به سر سگ زدم . همه به یونا می‌خندیدن . یونا پرید تو بغلم ، جلوش زانو زدم کفش هاش رو ازش گرفتم و به افرادم گفتم کفش بیارن . پاهاش رو تمیز کردم و کفش جدیدی تو پاش کردم
سوار ماشین شدیم و به عمارت رفتیم . لباس مون رو عوض کردیم و خوابیدیم
( منحرف نشو ، کنار هم نخوابیدن )
شرط
لایک ۱۵
کامنت ۲۵
بازنشر ۸
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۱۵)

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۱ویو یونا بیدار شدم . کار های ل...

دریای عشق فصل دوم ادامه پارت ۱۹ویو یونا ظهر بود . بیدار شدم ...

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۱۹ویو تهیونگ یک هفته هست که یونا...

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۱۸ویو تهیونگ از خواب پاشدم . یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط