{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نی زنی کنار راه

نی زنی کنار راه
نشسته بود
و راه را می نواخت
و خاک را
ولی من صدای نی را
در آسمان می شنیدم
که با باد می رفت
و آبی رنگ بود...


#بیژن_جلالی
دیدگاه ها (۱)

مرا به جنگ فرستادنداگر نمی‌کشتم، کشته می‌شدمو اگر کشته می‌شد...

این عکس رو میذارم،به یاد اون سربازی که با حقوق ماهی ۸۰/۹۰هزا...

کسی دست برده توی شعر هایمبه نفع خودشتوی زندگی ام دست می برمب...

می خواهم موسیقی نگاهت رابنوازمنت هایش را از بَرَمآری موسیقی ...

پارت چهارم روزی روزگاری غم: غم پاشو گذاشت بیرون نسیم خنک‌ و ...

نامه‌ای که هرگز نرسید»آرمین روی لبۀ دیوار نشسته. دفترچه‌اش ر...

در جهانی که هویت‌ها گاهی رنگ می‌بازند، ایران برای ما نامی‌ست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط