{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش عشق در کنار مافیا .

آغوش عشق در کنار مافیا .

میرا"
به دکتر خیره شدم ، دستکش هاشو دست کرد سمتم اومد . دستم میلرزید با استرس گفتم .
_ خ خانوم چ چجور....
_میراااااااااا .
در با شدت باز شد ، با دیدن جعون خشکم زد .
ا اون از کجا فهمید؟! چشماش قرمز بود رگ گردنش باد کرده بود صدای فریاد آشنایی اومد .
_کوکککک کاری نکنییی .
در باز شد ته با نفس نفس. وارد شد و بازوی جعون و گرفت. ولی اون عوضی چشماش رو شکمم بود زنه [دکتر] وقتی جعون و دید فرار کرد . کوک جلو اومد و ترسناک گفت
_میخواستی بچه ی منو سقط کنی؟! آرههههه؟!
جلو اومد ، با ترس تو خودم جمع شدم غیرعادی دستم رو شکمم نشست که جعون خشکش زد .
_ چجوری ؟! چجوری دلت اومد عوضییی؟!
با شدت جیغ میکشیدم
_تو بهم تجاو.ز کردی! میفهمی یعنییی چییی؟هاااا؟!
جلو اومد که ته بازوشو محکمتر گرفت و غرید .
_خفه شین . مثل آدم بشینین حرف بزنین ! اگه با هم درگیری دارین به چپم ! ولی الان پای یه بچه وسطه بفهمین اسکلا!
نفس عمیقی کشیدم .
...
با بهت نگاش میکردم ، با لبخندی که تک و توک ازش میدیم به کوچولویی که تو شکمم بود از مانیتور نگاه میکرد .
_ بچتون سالمه . میتونم برم؟!
نگاهش کردم و سرم و تکون دادم .
دیدگاه ها (۳)

بچه ها من برای پارت ها شرط ندارم ولی خب وقت اونجور ندارم ، ا...

آغوش عشق در کنار مافیا"جونگکوک"به عکسا خیره شدم، ساعت؟! مهم ...

"آغوش عشق در کنار مافیا""دوهفته بعد ""میرا"عوقی زدم ، دستم و...

وقتی که حامله ای ویار میکنی ، ولی خونه نبود....هوفی کشیدم، س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط