{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻
part ²⁴
"آقای جه؟ از کی تاحالا شدم آقای جه.
♡از همین امروز تا ابد
" جه هوآ
♡میشنوم
"هرجور دوست داری درموردم فکر کن اما بدون فکرات کاملا اشتباهه
♡خب؟
" راستش میخواستم بهت بگم ک مامانت چمدونت رو برات جمع کرده و گزاشته تو اتاق زودتر بیا خونه نمیخوام ببینم جه یون از رفتنت داره گریه میکنع من قبل از اینکه بیای میبرمش بیرون پس لطفا زودتر برو خونه و وسایلایی ک لازم داری رو جمع کن
♡قطع میکنم
"عا وا...
قبل از اینکه باز جملات مزخرف بابام رو بشنوم گوشیو قط کردم
رفتم داخل شرکت همه برام تعظیم کردن منم بهشون تعظیم کردم و از پله ها رفتم بالا و وارد دفترم شدم
نمیدونستم باید چیکار کنم همش داشتم تو اتاق میچرخیدم ک...

ویو یونگی:
از صبح تا حالا اصلا رو ب راه نیست همش با خودش درگیره
نکنه بخاطر اون حرفی بود ک زدم؟ مگ خودش قبول نکرد؟
نمیدونم...
وقتی داشتیم میومدیم سمت شرکت گوشیش مدام پشت سر هم زنک میخورد و اونم هعی رد تماس میزد
یعنی ناراحته؟
دلیلشو نمیدونم...
داشتم تو اتاقم هی با خودم کلنجار میرفتم و از شیشه ی دفترم دفتر اونو دید میزدم(پسرم دید زدن کار بدیه😂) ولی هنوز نیومده بود..
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق ممنوع

سناریو درخواستی

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

ات ویو(علامتش+)۷:۳۰ دقیقه صبح با صدای زنگ از خواب بیدار شدم...

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۱۵ دقیقه ی شب_جونگکوک:بعد از ۱۷ ساعت کار و د...

وقتی درسش بد بود و..

COERCION

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط