{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁸⁰
.
.
نامجون : چی میخورید؟
نگاه متعجبی انداختم ، میخواست تو کتابخونه غذا بخوریم؟
جونگ‌کوک : یه آمریکانو برا من ملودی هم فکر کنم آیس آمریکانو بخوره
حواسم کجاست ، قطعا منظورش نوشیدنی بود
ملودی : نه ممنون من چیزی نمیخوام
طوری که انگار من اصلا هیچی نگفتم گفت
نامجون : پس یه آمریکانو و آیس آمریکانو
اومدم اعتراض کنم که جئون دستشو گذاشت پشت کمرم و کیم رفت که سفارش بده . من هویجم؟
بعد از اینکه پشت میز نشستیم جئون یه دفتر جلوم گذاشت و گوشیش رو هم رو به روم روی میز قرار داد
جونگ‌کوک : خب ملودی ، ببین هوش ریاضیت خیلی خوبه این چند وقت خوب اینو فهمیدم ، الانم تو تمام مباحث رو بهتر از بقیه بچه ها فهمیدی تقریبا دیگا کلاس اضافه نیاز نداری
ملودی : ممنونم ازتون لطف دارید
سری تکون داد و ادامه داد
جونگ‌کوک : چیزی که الان میخوام باهات کار کنم مربوط با سرعت عملته ، تو وقتی زمان داری یا تحت فشار نیستی خیلی راحت رو سریع حل میکنی ، اما اگر همون زمان رو فشرده کنن تو استرس میگیری با اینکه در حالت عادی زودترم حل میکنی ، کاری که ازت میخوام اینه که این سوالاتو توی یه ربع حل کنی
سری تکون دادم و 'چشم' گفتم . همونطور که برگه های روبه روییم رو برمیداشتم تا قبل از حل کردن یه دور نگاشون کنم صدای آقای کیم رو شنیدم
نامجون : جونگ‌کوک اینارو بگیر
نیم نگاهی بهش انداختم ، دو تا آیس آمریکانو با یه دونه آمریکانو . سرمو به سمت برگه ها برگردوندم ، یه برگه رو چک کردم دو طرفه بود زیاد پیچیده بود ، برگه دوم رو هم چک کردم ، یکم سخت تر بود ، انتظار داشتم تموم بشه اما برگه سومم بود ، سه تا برگه دو طرف! توی چقدر؟ یه ربع . سرمو به سمت آقای جئون برگردوندم
ملودی : یه ربع!؟
انگار یکم بلند گفته بودم ، چون حتی کیم هم متوجه و متعجب شد
نامجون : چی گفتی به این بچه؟
فکر کنم عادت داشت به اسم صدا نکنه آدمو . جئون تک خنده‌ای کرد و درحالی که یه قپ از آمریکانوش خورد گفت
جونگ‌کوک : هیچی به خدا
ملودی : آقای جئون یکم زمان کم نیست؟
جونگ‌کوک : نه تازه زیادم هست
ناامیدانه دوباره به برگه ها نگاه کردم
ملودی : حداقل زمان رو زیاد نمیکنید تعدا سوالاتو کم کنید
جونگ‌کوک : تو که هیچوقت غر نمیزدی . آماده شو که شروع کنیم
ابروهام توهم رفته بود ، آخه مگه من رباتم مرد؟
داشتم با غصه به برگه‌ها نگاه میکردم که صدای خنده‌ای اومد . به سمت آقای جئون برگشتم و بعد به آقای کیم نگاه کردم ، اونم سرشو انداخته بود پایین و انگار داشت تلاش میکرد نخنده
ملودی : چیشده؟
درحالی که رگه های خنده تو صداش بود گفت
جئون : اشکال نداره یه صفحه از برگه سوم نمیخواد حل کنی
خندم گرفت ، اینقدر بدبخت به نظر رسیدم؟
دستم رو به سمت آیس آمریکانو بردم و بعد از خوردن یه قلوپ قلنج ناخونام و گردنمو شکوندم
ملودی : آقای جئون تایمر رو بگیرید که میخوام شروع کنم
با خنده تایمر رو زد و منم با دقت و تمرکز شروع کردم به حل کردن
دیدگاه ها (۱۲)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁸¹..< A quarter of an hour later...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁹..هوا یکم گرم بود اما اونقدرا ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁸..این چند وقت خیلی اتفاق پشت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط