{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب از نیمه گذشته مثل هرشب باز بی خوابم

شب از نیمه گذشته مثل هرشب باز بی خوابم
نمی دانی چقدر این روزها غمگین و بی تابم

زمین و آسمان شب- گریه هایم را نمی فهمند
گل نیلوفری در حیرت خاموش مردابم

نگاه ساعت دیواری ام چون گربه ای وحشی
که دارد می کشد هی پنجه اش را روی اعصابم

رگش را می زند انگار هرشب دختری در من
که خون می آورد بالا کسی در عکس بی قابم

تو تابم می دهی بین نبودن ها و بودن هات
من استفهام سرگردان بین نفی و ایجابم

چرا قلبم برای هیچ کس جز تو نمی لرزد
چرا بوی تو را در هیچ آغوشی نمی یابم

تو خوابی آسمانی از فرشته پشت پلک توست
شب از نیمه گذشته مثل هر شب باز بی خوابم



دیدگاه ها (۱۰)

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

چندپارتی تهیونگ

p12تهیونگ دوباره پرونده را باز کرد.نامی که گوشه‌ی آخرین صفحه...

...پنج پارتی از جیمین....

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۹ | مادرم زنده است — بخش اولهانا...

🖤 پارت پنجم | آخرین ردپالانا هنوز به جونگکوک خیره شده بود.— ...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط