{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟣

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟣

- جی.. جیمین من.. این خیلی.. وای نمیدونم چی بگم
یونگی گفت و گیتار توی جعبه رو برداشت و بهش نگاه کرد، گیتاری به رنگ قهوه ای روشن خط هایی با رنگ قهوه ای سوخته که تضاد زیبایی ایجاد کرده بود
- قبلا بهم گفته بودی موسیقی رو دوست داری و بلدی گیتار بزنی منم نمیدونستم چی بخرم پس؟ اینو خریدم
جیمین گفت لبخند دلربایی زد، نادیده نگیریم همه تعجب کرده بودن و محو اون گیتار بودن
- هی اونجا چی نوشته؟
یون جه گفت و به نوشته ای زیبا بزرگ روی ساز اشاره کرد
- واو چقدر خوشگله، اوخودا نوشته ی روشووو
یونجی گفت الکی ضعف کرد
- نوشته مینی مینی، مینی مینی؟
یونگی گفت و روشو سمت جیمین کرد
- یک نماد برای ما دوتا، یجورایی ترکیب اسمامون هستش
- اووو چه با استعداد
سوهو گفت با ارنجش به بازوی جیمین زد
- آم دوتا اویز هم گرفتم میتونی ازش اویزون کنی
- اوه
یونگی توی جعبه رو نگاه کرد و دوتا اویز ( اسلاید بعد عکسش هست ) رو دید
از کوک های سازش اویزون کرد
- این دوتا اویز هم یجورایی نماد برای ماست
جیمین گفت و یون جه دستش رو گذاشت رو شونه ی جیمین
- اووو
- داداشی یک اهنگ میزنی برامون؟
- نه فقط برای جیمین میزنم، اونم وقتی تنهاییم
جیمین لپاش سرخ شد و لبخندی زد
- واقعا که
یونجی گفت و رفت بغل یون جه
- جیمین ممنونم خیلی دوسش دارم، اندازه ای که تورو دوست دارم
یونگی رسما داشت جیمین رو دق میداد و جیمین از این وضع کاملا راضی بود و حاضر بود به دست یونگی کشـ/ته بشه!
یونگی جیمین رو بغل کرد و گونش رو بوسید، یجورایی میخواست مساوی بشن و جیمین؟ توی یک دنیای دیگه بود، از رنگ گونه هاش مشخص بود

خب پارت های بعد رو به شرطی میزارم که پیج دیگمو حمایت کنین، ایدیش تو کپشنه..
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
دیدگاه ها (۱۲)

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟢یونگی تو بهشت بود، کی بود که میتونس...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟫 زنگ خونه رو فشار داد، در باز نشد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط