{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایی زندگی خیلی سخته...

یه وقتایی زندگی خیلی سخته...
یه جورایی محکوم به دیدم مرگ عزیزترینات هسی...
اونوقته که بدترینارو واسه خودت میخوای تا عزیزانت راحت باشن...
ولی سرنوشت اینه...اونا میمیرن و تو فقط مجبور به نگاهی هسی که ازش متنفری...
مسخرس این زندگی بدون داشتن باور...
یه موقع که داشتن عزیزی رو جلو چشمم میکشتن و من مجبور بودن اون صحنه رو نگاه کنم...
خیلی سخت بود...
میدونی چیه تحمل این صحنه رو از یه مادر شهید یاد گرفتم...
میگفت تو که مینویسی اینم بنویس که:من هیچوقت بخاطر پسرم که جلوی چشمم کشتنش گریه نکردم...
چون میدونم اون یه باور زیبا داره...یه عمق که وصفش سخته...
زندگی باور میخواد...
باور...
میتونه باور داشتن به توانایی خودت...
باور به دینت...
باور به خدات...
و باور به آیندت باشه...
آره رفیق بعضی باورا خیلی قشنگن...
من خودم با یه دونه از باورام خیلی حال میکنم...
امامم...مهدی(عج)...
میدونی چیه اصن نمیدونم چرا و چجوری و با چه وصفی بگم...
فقط یه جمله میگم...
این باور خعـلی قشنگه...
۱۰۰۱.
دیدگاه ها (۱۶)

مهمونی خطرناک پارت=4ویو اتبادیگاردا ماشین رو آوردن ، سوار ما...

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۹ *مروارید*یه روح ، در حال رقصیدن ...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

My little killer Part 3:Flash back to 10 years agoY/n:داشتم ...

پسر بد (59)

Part 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط